crashed

[ایالات متحده]/kræʃt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تجربه یک فاجعه
v. به شدت برخورد کردن؛ سقوط کردن؛ ورشکسته شدن.

عبارات و ترکیب‌ها

car crashed

ماشین تصادف کرد

system crashed

سیستم خراب شد

website crashed

وب‌سایت از کار افتاد

جملات نمونه

crashed into a tree.

به درخت برخورد کرد.

he crashed to the ground in agony.

او با درد فراوان به زمین افتاد.

an aircraft crashed and burst into flames.

یک هواپیما سقوط کرد و آتش گرفت.

a car crashed into the side of the house.

یک خودرو به قسمت کناری خانه برخورد کرد.

the car that crashed was speeding.

خودروی که تصادف کرد با سرعت زیاد در حرکت بود.

The bus crashed into a tree.

اتوبوس به درخت برخورد کرد.

The elephant crashed through the forest.

فیل از میان جنگل عبور کرد.

The door crashed open.

در با شدت باز شد.

The thunder crashed dramatically.

رعد و برق به طور چشمگیری برخورد کرد.

The airplane crashed into the house.

هواپیما به خانه برخورد کرد.

The pilot crashed the airplane in landing.

خلبان هواپیما را در هنگام فرود خراب کرد.

Their car crashed into a guardrail. The airplane crashed over the ocean.

ماشین آنها به نرده حفاظ برخورد کرد. هواپیما بر روی اقیانوس سقوط کرد.

The lorry went into a skid and crashed into the barrier.

تریلی به دلیل انحراف کنترل را از دست داد و به مانع برخورد کرد.

a jet crashed 200 yards from the school.

یک جت در فاصله 200 یاردی از مدرسه سقوط کرد.

the shares crashed to 329p.

سهام به 329 پنی سقوط کرد.

huge waves crashed down on to us.

امواج بزرگ با شدت به سمت ما برخورد کردند.

she crashed down the telephone receiver.

او گوشی تلفن را با شدت رها کرد.

The cars crashed head-on.

ماشین‌ها به طور سر به سر با هم برخورد کردند.

he crashed into a parked car.

او به یک ماشین پارک شده برخورد کرد.

the plane crashed at the juncture of two mountains.

هواپیما در محل اتصال دو کوه سقوط کرد.

نمونه‌های واقعی

And each time I crashed I learned something, got better, and crashed less.

و هر بار که سقوط می‌کردم، چیزهایی یاد می‌گرفتم، بهتر می‌شدم و کمتر سقوط می‌کردم.

منبع: The principles of success

And what about Strange's fateful car crash?

در مورد تصادف ماشین سرنوشت‌ساز استرنج چه می‌شود؟

منبع: Selected Film and Television News

And that's why the program crashed.

و به همین دلیل است که برنامه خراب شد.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

My side hurts from when you crashed into me.

از جایی که به من برخورد کردی، پهلویم درد می‌کند.

منبع: Friends Season 3

52 people were on the bus when it crashed.

52 نفر در اتوبوس بودند زمانی که آن واژگون شد.

منبع: NPR News September 2013 Compilation

There was heavy fog in the area where the aircraft crashed.

در منطقه‌ای که هواپیما سقوط کرد، مه غلیظ وجود داشت.

منبع: CNN Selected July 2015 Collection

Militants released pictures ofthe pilot after his plane crashed in Syria.

بعد از سقوط هواپیمایش در سوریه، شورشیان تصاویری از خلبان منتشر کردند.

منبع: AP Listening Collection February 2015

However, he died when his airplane crashed two months before the election.

با این حال، او دو ماه قبل از انتخابات در اثر سقوط هواپیمایش جان باخت.

منبع: VOA Special December 2017 Collection

5 people are dead after a sightseeing helicopter crashed in eastern Tennessee.

پس از سقوط یک بالگرد توریستی در تنسی شرقی، 5 نفر کشته شدند.

منبع: AP Listening Collection April 2016

The story is that it crashed through to just above the toilet.

داستان این است که از سقف به بالای توالت برخورد کرد.

منبع: VOA Special April 2022 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید