crunched

[ایالات متحده]/krʌnʧt/
[بریتانیا]/krʌnʧt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته مشارکت از crunch؛ ایجاد صدای خرد شدن؛ پردازش اطلاعات به سرعت و در مقادیر زیاد؛ دستکاری اعداد

عبارات و ترکیب‌ها

time crunched

زمان محدود

data crunched

داده‌ها تحلیل شدند

numbers crunched

اعداد تحلیل شدند

crunched goals

اهداف فشرده

crunched budget

بودجه فشرده

crunched time

زمان محدود

crunched data

داده‌ها تحلیل شدند

crunched numbers

اعداد تحلیل شدند

crunched schedule

برنامه زمانبندی فشرده

crunched resources

منابع فشرده

جملات نمونه

the numbers crunched in the report were alarming.

اعداد محاسبه شده در گزارش نگران کننده بودند.

after the meeting, we crunched the data to find trends.

پس از جلسه، ما داده ها را برای یافتن روندها محاسبه کردیم.

she crunched the numbers quickly to meet the deadline.

او به سرعت اعداد را محاسبه کرد تا مهلت مقرر را رعایت کند.

they crunched the budget to see where they could save.

آنها بودجه را محاسبه کردند تا ببینند کجا می توانند صرفه جویی کنند.

the team crunched the statistics for the final report.

تیم آمارها را برای گزارش نهایی محاسبه کرد.

he crunched the figures and presented his findings.

او ارقام را محاسبه کرد و یافته های خود را ارائه داد.

we crunched the sales data to improve our strategy.

ما داده های فروش را محاسبه کردیم تا استراتژی خود را بهبود بخشیم.

she crunched the time spent on each project.

او مدت زمانی که روی هر پروژه صرف شده بود را محاسبه کرد.

the analyst crunched the data to provide insights.

تحلیلگر داده ها را محاسبه کرد تا بینشی ارائه دهد.

after crunching the numbers, they decided to invest.

پس از محاسبه اعداد، آنها تصمیم گرفتند سرمایه گذاری کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید