created

[ایالات متحده]/krɪ'et/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. خلاق (n, v, adj, adv)

عبارات و ترکیب‌ها

artificially created

ایجاد شده به صورت مصنوعی

uniquely created

به طور منحصر به فرد ایجاد شده

originally created

به طور اصیل ایجاد شده

created by

ایجاد شده توسط

created in china

ایجاد شده در چین

جملات نمونه

created a trust fund;

یک صندوق اعتمادی ایجاد کرد؛

he was created a baronet.

او به عنوان بارونت ایجاد شد.

The queen created him a peer.

ملکه او را به مقام اشرافی منصوب کرد.

He was created Prince of Wales.

او به عنوان شاهزاده ویلز منصوب شد.

God created the world.

خداوند دنیا را آفرید.

That remark created a stir.

آن اظهار نظر باعث ایجاد هیاهو شد.

commissions were created to advise on foreign affairs.

کمیسیون‌ها برای مشورت در امور خارجه ایجاد شدند.

we have created something between us.

ما چیزی بین خودمان ایجاد کرده‌ایم.

the advance created an eastward-facing bulge in the line.

پیشروی باعث ایجاد یک برآمدگی به سمت شرق در خط شد.

the highly charged atmosphere created by the boycott.

فضای پر تنش ایجاد شده توسط تحریم.

he created a thirty-acre lake.

او یک دریاچه 30 جریبی ایجاد کرد.

divorce created only problems for children.

طلاق فقط مشکلاتی برای کودکان ایجاد کرد.

overgrazing has created desert conditions.

چرای بیش از حد باعث ایجاد شرایط صحرایی شده است.

a wild party that created havoc in the house.

یک مهمانی وحشیانه که باعث هرج و مرج در خانه شد.

it was created virtually ex nihilo.

تقریباً از هیچ چیز ایجاد شد.

created more by necessity than design.

بیشتر از ضرورت و نه از طراحی ایجاد شد.

The magician's talk created a diversion of attention.

صحبت های شعبده باز باعث منحرف شدن توجه شد.

Their wedding created quite a splash in the newspapers.

عروسی آنها در روزنامه ها سر و صدای زیادی به پا کرد.

The baby boom created a bulge in school enrollment.

رشد جمعیت نوزادان باعث ایجاد برآمدگی در ثبت‌نام مدارس شد.

نمونه‌های واقعی

That is, they're being created by the elusive WIMPs.

یعنی آن‌ها توسط وی‌آیمپ‌های غیرقابل‌درک ایجاد می‌شوند.

منبع: Science in 60 Seconds Listening Collection September 2014

Their expenditure created a virtuous economic cycle.

هزینه‌های آن‌ها یک چرخه اقتصادی مثبت ایجاد کرد.

منبع: History

A Labour Government created the devolved institutions in Scotland and Wales.

یک دولت کارگری نهادهای غیرمتمرکز را در اسکاتلند و ولز ایجاد کرد.

منبع: May's Speech Compilation

This is the corridor that we've created.

این راهرویی است که ما ایجاد کرده‌ایم.

منبع: CNN Selected July 2015 Collection

These windmills can create power without creating pollution.

این آسیاب‌های بادی می‌توانند بدون ایجاد آلودگی، برق تولید کنند.

منبع: Lai Shixiong Intermediate American English (Volume 1)

The parasites can only create pleasant memories.

این انگل‌ها فقط می‌توانند خاطرات خوش ایجاد کنند.

منبع: Rick and Morty Season 2 (Bilingual)

In addition to creating things, science creates ideas.

علاوه بر ایجاد اشیاء، علم ایده‌ها را ایجاد می‌کند.

منبع: TED Talks (Audio Version) September 2015 Collection

He works round the clock until eventually he creates a beautiful sculpture.

او تا زمانی که سرانجام یک مجسمه زیبا خلق کند، شبانه روزی کار می‌کند.

منبع: BBC Reading Classics to Learn Vocabulary

It's no wonder they created so many memorable moments.

عجب، آن‌ها آنقدر لحظات به‌یادماندنی ایجاد کردند.

منبع: Exciting moments of Harry Potter

More jobs ought to be created as a result of this deal, rather than less.

باید به عنوان نتیجه این توافق، تعداد بیشتری شغل ایجاد شود، نه کمتر.

منبع: VOA Standard October 2015 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید