designed

[ایالات متحده]/di'zaind/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. برنامه‌ریزی شده یا عمدی; عمدی
v. ایجاد کردن یا برنامه‌ریزی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

well-designed

طراحی شده به خوبی

carefully designed

طراحی شده با دقت

professionally designed

طراحی شده به صورت حرفه‌ای

innovatively designed

طراحی شده به صورت نوآورانه

designed by

طراحی شده توسط

well designed

طراحی شده به خوبی

ergonomically designed

طراحی ارگونومیک

designed life

طراحی شده برای زندگی

جملات نمونه

It was he that designed the garden.

این او بود که باغ را طراحی کرد.

a machine designed for bimanual operation

دستگاهی که برای عملکرد دو دستی طراحی شده است.

buildings can be designed to absorb and retain heat.

ساختمان‌ها را می‌توان به گونه‌ای طراحی کرد که گرما را جذب و حفظ کنند.

his defense was designed to attrit us.

دفاعش براي اين بود که ما رو خسته کنه

the plan is designed to discourage the use of private cars.

این طرح برای منصرف کردن مردم از استفاده از خودروهای شخصی طراحی شده است.

an act designed to encompass the death of the king.

اقداماتی که برای پوشش دادن مرگ پادشاه طراحی شده است.

a fire-resistant door designed to be a firebreak.

در ضد حریق که برای ایجاد سد در برابر آتش طراحی شده است.

a perm system designed to add curl without frizz.

سیستم فر طراحی شده برای افزودن حالت موج دار بدون وز بودن.

technological innovations designed to save energy.

نوآوری‌های فناوری که برای صرفه‌جویی در مصرف انرژی طراحی شده‌اند.

the forts are designed to intimidate the nationalist population.

قلعه‌ها برای ترساندن جمعیت ملی‌گرا طراحی شده‌اند.

a wooden screen designed to occult the competitors.

صفحه چوبی که برای پنهان کردن رقبا طراحی شده است.

a system designed to offload the text on to a host computer.

سیستمی که برای انتقال متن به یک کامپیوتر میزبان طراحی شده است.

the presentation of foods is designed to stimulate your appetite.

ارائه غذاها به گونه‌ای طراحی شده است که اشتهای شما را تحریک کند.

specially designed dinghies that are very stable.

قایق‌های کوچک طراحی شده که بسیار پایدار هستند.

a television program designed to educate and not merely entertain

یک برنامه تلویزیونی که برای آموزش و نه صرفاً سرگرمی طراحی شده است.

fringe benefits designed to offset low salaries.

مزایای جانبی که برای جبران حقوق پایین طراحی شده‌اند.

The writer has designed a good plot.

نویسنده طرح خوبی را طراحی کرده است.

My parents designed me for the navy.

والدین من من را برای نیروی دریایی طراحی کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید