home made
ساخته شده در خانه
hand made
دست ساز
made easy
آسان شده
made up
ساخته شده
made for
ساخته شده برای
made with
ساخته شده با
made by
ساخته شده توسط
well made
خوب ساخته شده
made public
عمومی شده
made sense
منطقی بود
she made a delicious cake for the party.
او یک کیک خوشمزه برای مهمانی درست کرد.
he made a mistake on the report.
او در گزارش اشتباه کرد.
they made a great effort to finish the project.
آنها برای اتمام پروژه تلاش زیادی کردند.
we made plans to meet next week.
ما برای دیدار هفته آینده برنامهریزی کردیم.
she made a promise to help him.
او قول کمک به او داد.
he made a presentation about climate change.
او یک ارائه در مورد تغییرات آب و هوایی ارائه داد.
the artist made a beautiful sculpture.
هنرمند یک مجسمه زیبا ساخت.
they made a decision to move forward with the plan.
آنها تصمیم گرفتند با این طرح به جلو بروند.
she made an impression on everyone with her speech.
او با سخنرانی خود بر همه تأثیر گذاشت.
he made a fortune in the stock market.
او در بازار سهام ثروت زیادی به دست آورد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید