traverse survey
بررسی پیمایشی
rapid traverse
عبور سریع
traverse an artillery piece.
عبور از یک توپخانه
traverse an indictment. affirm
رد یک کیفرخواست. تایید
he traversed the forest.
او جنگل را عبور کرد.
a probe is traversed along the tunnel.
یک پروب در طول تونل حرکت میکند.
farmland traversed by drystone walls.
زمینهای کشاورزی که با دیوار سنگی خشک برش خوردهاند.
The railway traverses the country.
راهآهن از سراسر کشور عبور میکند.
a bridge that traverses a river.
جریانی که از روی رودخانه عبور میکند.
Andrew traversed the prairie on horseback.
اندرو با اسب سواری از دشت عبور کرد.
the traverse of the ridge is a challenge for experienced climbers.
عبور از قله یک چالش برای صعودکنندگان با تجربه است.
I have no intention to traverse that ground in my present lecture.
من قصد ندارم در سخنرانی فعلی خود آن زمین را بررسی کنم.
a moving catwalk that traversed a vast cavernous space.
یک نمایشگاه متحرک مد که در یک فضای وسیع و غار مانند حرکت می کرد.
convoys from America and the UK traversed thousands of miles to converge in the Atlantic.
کاروانهایی از آمریکا و بریتانیای کبیر هزاران مایل را طی کردند تا در اقیانوس اطلس همگرا شوند.
Do you close out safari, open settings, traverse the menus and reenable the 3g?
آیا سافاری را میبندید، تنظیمات را باز میکنید، منوها را پیمایش میکنید و دوباره 3g را فعال میکنید؟
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید