uncross your arms
باز کردن دستهایت
uncross my legs
باز کردن پاهایم
uncross the wires
باز کردن سیمها
uncross the fingers
باز کردن انگشتان
uncross the paths
باز کردن مسیرها
uncross your eyes
باز کردن چشمانت
uncross the arms
باز کردن دستها
uncross the legs
باز کردن پاها
uncross the lines
باز کردن خطوط
uncross the signals
باز کردن سیگنالها
it's important to uncross your arms when speaking to others.
هنگام صحبت با دیگران، باز کردن دست ها بسیار مهم است.
she tried to uncross her legs to feel more comfortable.
او سعی کرد پاهایش را از هم باز کند تا احساس راحتی بیشتری داشته باشد.
he had to uncross the wires to fix the circuit.
او مجبور شد سیم ها را از هم باز کند تا مدار را تعمیر کند.
uncross your fingers if you want to make a decision.
اگر می خواهید تصمیمی بگیرید، انگشتان خود را از هم باز کنید.
she decided to uncross her arms to appear more approachable.
او تصمیم گرفت دست های خود را از هم باز کند تا بیشتر قابل دسترس به نظر برسد.
to improve your posture, try to uncross your legs while sitting.
برای بهبود وضعیت بدنی خود، سعی کنید در هنگام نشستن پاهایتان را از هم باز کنید.
he couldn't uncross his thoughts after the shocking news.
او بعد از این خبر تکان دهنده نمی توانست افکار خود را از هم باز کند.
she took a deep breath to uncross her mind and relax.
او یک نفس عمیق کشید تا ذهنش را از هم باز کند و آرام شود.
uncrossing your arms can help you communicate better.
باز کردن دست هایتان می تواند به شما کمک کند بهتر ارتباط برقرار کنید.
to clarify the message, please uncross the wires in the diagram.
برای روشن شدن پیام، لطفاً سیم ها را در نمودار از هم باز کنید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید