uncross

[ایالات متحده]/ʌnˈkrɒs/
[بریتانیا]/ʌnˈkrɔs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. چیزی را از عبور کردن باز داشتن

عبارات و ترکیب‌ها

uncross your arms

باز کردن دست‌هایت

uncross my legs

باز کردن پاهایم

uncross the wires

باز کردن سیم‌ها

uncross the fingers

باز کردن انگشتان

uncross the paths

باز کردن مسیرها

uncross your eyes

باز کردن چشمانت

uncross the arms

باز کردن دست‌ها

uncross the legs

باز کردن پاها

uncross the lines

باز کردن خطوط

uncross the signals

باز کردن سیگنال‌ها

جملات نمونه

it's important to uncross your arms when speaking to others.

هنگام صحبت با دیگران، باز کردن دست ها بسیار مهم است.

she tried to uncross her legs to feel more comfortable.

او سعی کرد پاهایش را از هم باز کند تا احساس راحتی بیشتری داشته باشد.

he had to uncross the wires to fix the circuit.

او مجبور شد سیم ها را از هم باز کند تا مدار را تعمیر کند.

uncross your fingers if you want to make a decision.

اگر می خواهید تصمیمی بگیرید، انگشتان خود را از هم باز کنید.

she decided to uncross her arms to appear more approachable.

او تصمیم گرفت دست های خود را از هم باز کند تا بیشتر قابل دسترس به نظر برسد.

to improve your posture, try to uncross your legs while sitting.

برای بهبود وضعیت بدنی خود، سعی کنید در هنگام نشستن پاهایتان را از هم باز کنید.

he couldn't uncross his thoughts after the shocking news.

او بعد از این خبر تکان دهنده نمی توانست افکار خود را از هم باز کند.

she took a deep breath to uncross her mind and relax.

او یک نفس عمیق کشید تا ذهنش را از هم باز کند و آرام شود.

uncrossing your arms can help you communicate better.

باز کردن دست هایتان می تواند به شما کمک کند بهتر ارتباط برقرار کنید.

to clarify the message, please uncross the wires in the diagram.

برای روشن شدن پیام، لطفاً سیم ها را در نمودار از هم باز کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید