dang it
خدای من
dang right
حق با شماست
dang hot
خیلی داغ
dang good
خیلی خوب
dang busy
خیلی شلوغ
dang delicious
بسیار خوشمزه
It's a danger to peace.
این یک خطر برای صلح است.
the animal is in danger of extinction.
این حیوان در معرض خطر انقراض است.
the danger had passed.
خطر از بین رفته بود.
the danger is now past.
خطر اکنون در گذشته است.
brave danger and hardships
شجاع در برابر خطر و سختی ها
beyoud the danger limit
فراتر از حد خطر
The bridge is in danger of collapse.
پل در خطر فروریختن است.
heedful of the danger;
مراقب خطر;
Obesity is a danger to health.
چاقی یک خطر برای سلامتی است.
He is a danger to the public.
او برای مردم خطرناک است.
be thoughtless of danger
بی توجهی به خطر
his life was in danger .
زندگی او در خطر بود.
there was no danger of the champagne running out.
هیچ خطری وجود نداشت که شامپاین تمام شود.
the danger of discrimination becoming institutionalized.
خطر نهادینه شدن تبعیض.
there is a grave danger of mythologizing the past.
خطر جدی از افسانه سازی گذشته وجود دارد.
England are in danger of failing to qualify.
انگلیس در خطر حذف از مسابقات مقدماتی هستند.
there is a real danger of civil war.
خطر واقعی جنگ داخلی وجود دارد.
nonobservance of “danger” indication
عدم رعایت نشانگر "خطر"
Is there any danger of fire?
آیا خطر آتش سوزی وجود دارد؟
precipitate oneself into (danger)
خود را (در خطر) پرتاب کردن
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید