decimated

[ایالات متحده]/ˈdɛsɪmeɪtɪd/
[بریتانیا]/ˈdɛsɪˌmeɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کشته یا نابود کرد یک بخش بزرگ از (چیزی)؛ به طور قابل توجهی کاهش یا پایین آورد.

عبارات و ترکیب‌ها

decimated population

جمعیت نابود شده

decimated resources

منابع نابود شده

decimated army

ارتش نابود شده

decimated landscape

مناظر طبیعی نابود شده

decimated economy

اقتصاد نابود شده

decimated wildlife

حیات وحش نابود شده

decimated species

گونه‌های نابود شده

decimated industry

صنعت نابود شده

decimated community

جامعه نابود شده

decimated funds

بودجه‌های نابود شده

جملات نمونه

the storm decimated the coastal town, leaving many homeless.

طوفان شهر ساحلی را ویران کرد و بسیاری از مردم را بی‌خانمان گذاشت.

the population of the species was decimated due to habitat loss.

جمعیت گونه به دلیل از دست دادن زیستگاه کاهش یافت.

the company's profits were decimated by the economic downturn.

سود شرکت به دلیل رکود اقتصادی به شدت کاهش یافت.

the army decimated the enemy forces in a swift attack.

ارتش در یک حمله سریع دشمن را نابود کرد.

her confidence was decimated after the harsh criticism.

اعتماد به نفس او پس از انتقادات شدید از بین رفت.

the wildfire decimated the forest, leaving behind charred trees.

آتش‌سوزی جنگل را ویران کرد و درختان سوخته پشت سر گذاشت.

the pandemic decimated the workforce in many industries.

همه‌گیری نیروی کار را در بسیاری از صنایع کاهش داد.

his reputation was decimated after the scandal.

شهرت او پس از رسوایی از بین رفت.

the new policy decimated the funding for public services.

سیاست جدید بودجه خدمات عمومی را کاهش داد.

the earthquake decimated entire neighborhoods, causing widespread destruction.

زلزله محله‌های کامل را ویران کرد و باعث تخریب گسترده شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید