ravaged

[ایالات متحده]/ˈrævɪdʒd/
[بریتانیا]/ˈrævɪdʒd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ویران شده یا به شدت آسیب دیده؛ تخریب شده یا ویران شده؛ غارت شده یا دزدیده شده

عبارات و ترکیب‌ها

ravaged land

زمین ویران شده

ravaged city

شهر ویران شده

ravaged landscape

مناظر ویران شده

ravaged community

جامعه ویران شده

ravaged economy

اقتصاد ویران شده

ravaged region

منطقه ویران شده

ravaged environment

محیط زیست ویران شده

ravaged health

سلامتی ویران شده

ravaged dreams

رویاهای ویران شده

ravaged spirit

روحیه ویران شده

جملات نمونه

the hurricane ravaged the coastal towns.

طوفان شهرک‌های ساحلی را ویران کرد.

the war ravaged the countryside, leaving destruction behind.

جنگ حومه شهر را ویران کرد و ویرانی از خود برجا گذاشت.

his health was ravaged by years of poor lifestyle choices.

سلامتی او در اثر سال‌ها انتخاب‌های نادرست در سبک زندگی، ویران شد.

the disease ravaged the population, causing widespread fear.

بیماری جمعیت را ویران کرد و ترس گسترده‌ای ایجاد کرد.

the wildfire ravaged the forest, leaving it barren.

آتش‌سوزی جنگل را ویران کرد و آن را غیر حاصل‌خیز رها کرد.

her heart was ravaged by the loss of a loved one.

قلب او در اثر از دست دادن یک عزیز ویران شد.

the economic crisis ravaged many businesses.

بحران اقتصادی بسیاری از مشاغل را ویران کرد.

the flood ravaged the city, displacing thousands.

سیل شهر را ویران کرد و هزاران نفر را آواره کرد.

years of neglect ravaged the historic building.

سال‌ها بی‌توجهی ساختمان تاریخی را ویران کرد.

the scandal ravaged his reputation.

رسوایی اعتبار او را ویران کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید