decreasingly

[ایالات متحده]/dɪˈkriːsɪŋli/
[بریتانیا]/dɪˈkriːsɪŋli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به شیوه‌ای که در طول زمان کمتر می‌شود؛ به تدریج کاهش می‌یابد

عبارات و ترکیب‌ها

decreasingly effective

کمتر مؤثر

decreasingly popular

کمتر محبوب

decreasingly relevant

کمتر مرتبط

decreasingly important

کمتر مهم

decreasingly frequent

کمتر رایج

decreasingly available

کمتر در دسترس

decreasingly clear

کمتر واضح

decreasingly confident

کمتر با اعتماد به نفس

decreasingly significant

کمتر مهم

decreasingly viable

کمتر قابل اجرا

جملات نمونه

the prices are decreasingly affordable for many families.

قیمت‌ها برای بسیاری از خانواده‌ها به طور فزاینده‌ای مقرون به صرفه نیستند.

her interest in the project is decreasingly evident.

علاقه او به پروژه به طور فزاینده‌ای آشکار نیست.

we are seeing decreasingly positive feedback from customers.

ما بازخورد مثبت فزاینده‌ای از مشتریان نمی‌بینیم.

the number of participants is decreasingly significant over the years.

تعداد شرکت‌کنندگان در طول سال‌ها به طور فزاینده‌ای مهم نیست.

his enthusiasm for the task is decreasingly apparent.

اشتیاق او به انجام این کار به طور فزاینده‌ای آشکار نیست.

she found the challenges to be decreasingly difficult.

او دریافت که چالش‌ها به طور فزاینده‌ای دشوار نیستند.

the team's performance is decreasingly improving.

عملکرد تیم به طور فزاینده‌ای بهبود نمی‌یابد.

her confidence is decreasingly reflected in her work.

اعتماد به نفس او به طور فزاینده‌ای در کارش منعکس نمی‌شود.

there is a decreasingly clear distinction between the two methods.

تمایز بین دو روش به طور فزاینده‌ای واضح نیست.

the urgency of the situation is decreasingly felt by the team.

فوریت وضعیت به طور فزایندهه‌ای توسط تیم احساس نمی‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید