slower

[ایالات متحده]/sləuər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کاهش در سرعت یا نرخ

عبارات و ترکیب‌ها

slow down

کاهش سرعت

جملات نمونه

the train went slower and slower.

قطار روز به روز کندتر می‌شد.

Don't overlook the slower students.

از دانش‌آموزان کندتر غافل نشوید.

Sound travels slower than light.

صدا کندتر از نور حرکت می‌کند.

The captain decided to take Snow off and try a slower bowler.

کاپیتان تصمیم گرفت اسنو را کنار بگذارد و یک توپ انداز کندتر را امتحان کند.

(3) the producing rate of IAT of anamnestic response went up faster than that of the primary, but the dropping rate was slower.

(3) نرخ تولید IAT پاسخ آنامنتیک سریعتر از نرخ اولیه افزایش یافت، اما نرخ کاهش کندتر بود.

It has a longer leaf functional period,shorter distance between times,and slower speed with the awn′s yellowing than those of other typal wheats.

دارای یک دوره عملکرد برگ طولانی تر، فاصله زمانی کوتاهتر و سرعت کندتری با زرد شدن پوشش نسبت به گندم های تیپ دیگر است.

Results show that PP-R and PP-B are crystallizable,but the crystallization rate and crystallinity of PP-R are slower and lower than that of PP-B.

نتایج نشان می‌دهد که PP-R و PP-B قابل کریستال شدن هستند، اما نرخ و بلورینگی کریستال PP-R کندتر و کمتر از PP-B است.

Global capital markets are heading for an era of much slower growth as the financial crisis and recession have changed the dynamics of the world economy and investable universe.

بازارهای سرمایه جهانی در حال حرکت به سمت دورانی با رشد بسیار کمتر هستند زیرا بحران مالی و رکود پویایی اقتصاد جهانی و جهان سرمایه‌گذاری را تغییر داده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید