deduced

[ایالات متحده]/dɪˈdjuːst/
[بریتانیا]/dɪˈduːst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به عنوان نتیجه‌ای از چیزی که شناخته شده یا فرض شده است استخراج شده

عبارات و ترکیب‌ها

deduced conclusion

نتیجه گیری استنباط شده

deduced meaning

معنی استنباط شده

deduced result

نتیجه استنباط شده

deduced information

اطلاعات استنباط شده

deduced inference

استنتاج استنباط شده

deduced fact

واقعیت استنباط شده

deduced assumption

فرضیه استنباط شده

deduced theory

نظریه استنباط شده

deduced evidence

شواهد استنباط شده

deduced hypothesis

فرضیه استنباط شده

جملات نمونه

she deduced the answer from the clues provided.

او پاسخ را از سرنخ‌های ارائه شده استنباط کرد.

the detective deduced that the suspect was lying.

مامور پلیس نتیجه گرفت که مظنون دروغ می‌گوید.

from his tone, i deduced he was upset.

از لحنش متوجه شدم که ناراحت است.

they deduced a connection between the two events.

آنها یک ارتباط بین دو رویداد را استنباط کردند.

after analyzing the data, she deduced a pattern.

پس از تجزیه و تحلیل داده‌ها، او یک الگو را استنباط کرد.

he deduced that she was the one who called.

او نتیجه گرفت که او کسی بود که زنگ زده بود.

the scientist deduced the formula through experiments.

دانشمند فرمول را از طریق آزمایش‌ها استنباط کرد.

from the evidence, we can deduce the timeline of events.

از شواهد می‌توان جدول زمانی وقایع را استنباط کرد.

she deduced the truth from his inconsistent statements.

او حقیقت را از اظهارات متناقض او استنباط کرد.

by observing the stars, they deduced their location.

با مشاهده ستارگان، آنها مکان خود را استنباط کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید