deducing

[ایالات متحده]/dɪˈdjuːsɪŋ/
[بریتانیا]/dɪˈduːsɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. فرآیند استدلال از یک یا چند بیانیه (مفروضات) برای رسیدن به یک نتیجه منطقی قطعی

عبارات و ترکیب‌ها

deducing facts

استنتاج حقایق

deducing conclusions

استنتاج نتیجه‌گیری‌ها

deducing evidence

استنتاج مدارک

deducing meaning

استنتاج معنا

deducing logic

استنتاج منطق

deducing reasons

استنتاج دلایل

deducing outcomes

استنتاج نتایج

deducing patterns

استنتاج الگوها

deducing implications

استنتاج پیامدها

deducing solutions

استنتاج راه حل‌ها

جملات نمونه

she is deducing the answer from the clues provided.

او پاسخ را از سرنخ‌های ارائه شده استنباط می‌کند.

he spent hours deducing the meaning of the ancient text.

او ساعت‌ها برای استنباط معنای متن باستانی وقت صرف کرد.

the detective is deducing the suspect's whereabouts.

مامور پلیس در حال استنباط موقعیت مظنون است.

by deducing the patterns, she solved the puzzle.

با استنباط الگوها، او معما را حل کرد.

they are deducing the cause of the problem step by step.

آنها علت مشکل را گام به گام استنباط می‌کنند.

deducing the results from the experiment took time.

استنباط نتایج از آزمایش زمان برد.

he is good at deducing conclusions from data analysis.

او در استنباط نتیجه‌گیری از تجزیه و تحلیل داده‌ها خوب است.

she enjoys deducing the plot twists in mystery novels.

او از استنباط پیچش‌های داستان در رمان‌های معمایی لذت می‌برد.

deducing the relationship between variables is essential in research.

استنباط رابطه بین متغیرها در تحقیقات ضروری است.

the scientist is deducing new theories based on recent findings.

دانشمند نظریه‌های جدید را بر اساس یافته‌های اخیر استنباط می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید