deed

[ایالات متحده]/diːd/
[بریتانیا]/diːd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل؛ گواهی
vt. انتقال مالکیت از طریق سند قانونی

عبارات و ترکیب‌ها

legal deed

سند قانونی

good deed

عمل خوب

deed of sale

سند فروش

deed of ownership

سند مالکیت

in deed

در واقع

title deed

سند مالکیت

trust deed

سند اعتماد

deed tax

مالیات بر اسناد

do the deed

عمل را انجام بده

by deed

از طریق سند

جملات نمونه

a deed of indemnity.

یک سند جبران خسارت

Deeds must second words.

اسناد باید کلمات را تایید کنند.

deeds that move people to song and tears

کارهایی که مردم را به آهنگ و اشک شوق می‌رساند

deeds that redound to one's discredit.

کارهایی که به ضرر یک فرد تمام می‌شود.

This is the deed to John's plantation.

این سند مربوط به زمین کشاورزی جان است.

emblazoning a heroine's deeds in song.

نمایش دادن کارهای قهرمانانه یک زن در آهنگ.

trust indenture (=deed of trust, trust deed)

سند اعتمادی (= سند اعتماد، سند امانت)

The words ‘deed’ and ‘level’ are palindromes.

کلمات 'deed' و 'level' palindrom هستند.

the deed will live forever in the annals of infamy.

این عمل برای همیشه در سالنامه‌های بدنامی ثبت خواهد شد.

so many dark deeds had been committed.

اینقدر کارهای تاریک انجام شده بود.

the charitable deeds enjoined on him by religion.

اقدامات خیریه ای که به او توسط دین تحمیل شده است.

You should match your deeds to your beliefs.

باید اعمال خود را با باورهای خود مطابقت دهید.

One bad deed can blemish a good reputation.

یک عمل بد می‌تواند شهرت خوب را خراب کند.

the primacy of the deed over word and thought

اولویت عمل نسبت به کلمه و فکر

He is a good leader in deed as well as in name.

او هم در عمل و هم در نام یک رهبر خوب است.

Blackamoor Head - Deeds of prowess in the Crusades.

بلک مور هِد - کارهای قهرمانی در جنگ‌های صلیبی.

a deed better left undone.

یک کار بهتر است که انجام نشود.

Your deeds must answer to your words.

اعمال شما باید با کلمات شما مطابقت داشته باشد.

نمونه‌های واقعی

Good deeds should be rewarded and evil deeds should be punished.

انجام کارهای خوب باید پاداش داده شود و انجام کارهای شیطانی باید مجازات شود.

منبع: High-frequency vocabulary in daily life

The hero was very modest about his great deeds.

قهرمان در مورد کارهای بزرگش بسیار متواضع بود.

منبع: Liu Yi Breakthrough English Vocabulary 3000

Has someone you know ever done a brave deed?

آیا کسی را می‌شناسید که تا به حال یک عمل شجاعانه انجام داده است؟

منبع: American Elementary School English 3

" Bravi" ! he said; " you have done a fine deed" .

" برافو!" او گفت؛ "شما یک عمل خوب انجام داده اید."

منبع: "Education of Love" November

And they are rich and ransom all ill deeds.

و آنها ثروتمند هستند و تمام اعمال بد را باج می گیرند.

منبع: The complete original version of the sonnet.

And weakness marks the course of Tao's mighty deeds.

و ضعف نشان دهنده مسیر کارهای قدرتمند تائو است.

منبع: Tao Te Ching

Officer Smith was given a medal for his brave deeds.

سرگرد اسمیت به خاطر کارهای شجاعانه اش مدال دریافت کرد.

منبع: Lai Shixiong Advanced English Vocabulary 3500

The boy scouts are taught to do a good deed a day.

به پیشاهنگ ها آموزش داده می شود که روزی یک عمل خوب انجام دهند.

منبع: Lai Shixiong Advanced English Vocabulary 3500

You did a good deed, if you don't mind me saying.

شما یک کار خوب انجام دادید، اگر ناراحت نباشید.

منبع: English little tyrant

The birds get so big they can't actually do the mating deed.

پرندگان آنقدر بزرگ می شوند که نمی توانند در واقعیت عمل جفت گیری را انجام دهند.

منبع: Thanksgiving Matters

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید