sin

[ایالات متحده]/sɪn/
[بریتانیا]/sɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خطا; wrongdoing; گناه

vi. مرتکب شدن جرم یا wrongdoing

vt. مرتکب شدن جرم

عبارات و ترکیب‌ها

for one's sins

به خاطر گناهان کسی

original sin

گناه نخستین

like sin

مثل گناه

live in sin

در گناه زندگی کردن

جملات نمونه

It's a sin to covet.

گناه کردن و طمع داشتن گناه است.

It's a sin to tell lies.

گفتن دروغ گناه است.

It's a sin to waste food.

دور ریختن غذا گناه است.

it is a sin to speak evil of the king.

بدگویی از شاه گناه است.

It's a sin to be indoors on holiday.

در تعطیلات در خانه ماندن گناه است.

a supernal punishment for the sins of men

مجازاتی فراتر از تصور برای گناهان مردان

a heart which sin has fevered.

قلبی که تب آن از گناه است.

the worst sin in a ruler was pride.

بدترین گناه در یک حاکم، غرور بود.

a sin in the eyes of God.

گناهی در نظر خدا.

mouthings about sin and morality.

صحبت در مورد گناه و اخلاق.

By their sin they provoked the wrath of the people.

با گناه خود خشم مردم را برانگیختند.

a pardoner of the sins of others.

بخششی از گناهان دیگران.

Wages of sin is death.

هزینه گناه مرگ است.

They had confessed their sins and done their penance.

آنها گناهان خود را اعتراف کرده و کفاره خود را انجام داده بودند.

their sins must be expiated by sacrifice.

گناهان آنها باید با قربانی کفاره شوند.

glozing sins and iniquities;

پوشش دادن گناهان و بی‌عدالتی‌ها;

Some babies are as ugly as sin at that age.

برخی از نوزادان در آن سن به طرز گناه آوری زشت هستند.

The original sin of business schools is boosterism.

گناه اصلی مدارس کسب و کار، تبلیغ‌گرایی است.

نمونه‌های واقعی

It's not a sin to be thrifty, dear.

گاهی اوقات صرف‌جویی کردن گناه نیست، عزيزم.

منبع: Mom Season 1

Bless me, Father, for I have sinned.

به من درود بگو، پدر، من گناه کرده‌ام.

منبع: Our Day This Season 1

" Curiosity is not a sin, " he said.

" کنجکاوی گناه نیست،" او گفت.

منبع: Harry Potter and the Goblet of Fire

I'll have to account for my sins.

من باید برای گناهانم پاسخگو باشم.

منبع: Deadly Women

Perhaps it was a sin to kill the fish.

شاید کشتن ماهی گناه بود.

منبع: The Old Man and the Sea

That way, you're able to combat the confusion sin.

به این ترتیب، شما قادر خواهید بود گناه سردرگمی را از بین ببرید.

منبع: Stanford Open Course: How to Communicate Effectively

I would cleanse my soul. And wipe my sins away.

من روحم را پاک خواهم کرد. و گناهانم را پاک خواهم کرد.

منبع: Lost Girl Season 4

But he reaffirmed church teaching that homosexual acts are a sin.

اما او مجدداً تأیید کرد که آموزش کلیسا مبنی بر اینکه اعمال همجنس‌گرایانه گناه است.

منبع: NPR News August 2013 Compilation

In life, we are taught that there are seven deadly sins.

در زندگی، به ما می‌آموزند که هفت گناه کبیره وجود دارد.

منبع: Grey's Anatomy Season 2

But to remember it was a sin to kill a mockingbird.

اما به یاد داشته باشید که کشتن یک طوطی‌سانان گناه بود.

منبع: "To Kill a Mockingbird" Original Soundtrack

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید