deride

[ایالات متحده]/dɪˈraɪd/
[بریتانیا]/dɪˈraɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. تمسخر کردن; استهزا کردن.

جملات نمونه

deride a person's ignorance

تمسخر کردن نادانی یک شخص

critics derided the proposals as clumsy attempts to find a solution.

منتقدان پیشنهادها را به عنوان تلاش‌های دست و پا چلفتی برای یافتن راه‌حلی مورد تمسخر قرار دادند.

That newspaper columnist derides the mayor whenever he can.

آن ستون‌نویس روزنامه هر زمان که می‌تواند، شهردار را مورد تمسخر قرار می‌دهد.

Musical snobs often deride the harmonica as a serious instrument. Togibe is to make taunting, heckling, or jeering remarks:

μουσικοί αυστηροί συχνά απορρίπτουν το στόμπο σαν να μην είναι σοβαρό όργανο. Το Togibe είναι να κάνετε χλευαστικά, κοροϊδευτικά ή ειρωνικά σχόλια:

She would often deride her classmates for their poor grades.

او اغلب همکلاسی هایش را به خاطر نمرات پایینشان مسخره می کرد.

He would deride anyone who disagreed with his opinions.

او هر کسی که با نظراتش مخالف بود را مسخره می کرد.

The boss would deride his employees in front of everyone.

مدیر کارمندانش را در حضور همه مسخره می کرد.

She derided his fashion sense, calling it outdated and tacky.

او حس مد او را مسخره کرد و آن را قدیمی و بدقلق خواند.

The critics derided the movie for its poor acting and clichéd plot.

منتقدان فیلم را به دلیل بازی ضعیف و طرح کلیشه ای آن مسخره کردند.

He would often deride his younger brother for being too sensitive.

او اغلب برادر کوچکترش را به خاطر حساسیت بیش از حدش مسخره می کرد.

The politician derided his opponent's policies as unrealistic and impractical.

سیاستمدار سیاست های رقیب خود را غیرواقعی و غیرعملی خواند.

She derided the new restaurant in town, claiming the food was terrible.

او رستوران جدید شهر را مسخره کرد و گفت غذای آن وحشتناک است.

The comedian would deride himself in his stand-up routine for comic effect.

کمدین برای ایجاد جلوه های خنده دار خود را در برنامه استند آپ خود مسخره می کرد.

The teacher would never deride a student for asking questions and seeking clarification.

معلم هرگز یک دانش آموز را به خاطر پرسیدن سؤال و درخواست توضیح مسخره نمی کرد.

نمونه‌های واقعی

After I confided, I was derided and chided, my moms and I collided.

بعد از اینکه راز خودم را برایشان گفتم، مورد تمسخر و سرزنش قرار گرفتم، من و مادرم با هم برخورد کردیم.

منبع: The Big Bang Theory Season 6

He was a self-described anti-feminist and had derided the judge.

او خود را یک ضد زن توصیف می‌کرد و قاضی را مورد تمسخر قرار داده بود.

منبع: PBS English News

Water and fire deride the sacrifice that we denied.

آب و آتش، ایثار و فداکاری را که ما انکار کردیم، مورد تمسخر قرار می‌دهند.

منبع: Four Quartets

As a young girl, her family constantly derided her for being overweight.

وقتی دختر کوچکی بود، خانواده‌اش دائماً او را به خاطر اضافه وزنش مورد تمسخر قرار می‌دادند.

منبع: "The Sixth Sound" Reading Selection

Activists and the political opposition in exile derided the poll, labeling it a farce.

فعالین و مخالفان سیاسی در تبعید، نظرسنجی را مورد تمسخر قرار دادند و آن را یک ترفند خواندند.

منبع: CCTV Observations

Mr Duda's campaign involved deriding gay people and Jews.

کمپین آقای دودا شامل تمسخر افراد همجنس‌گرا و یهودیان بود.

منبع: The Economist (Summary)

Well, Brazil's president, Jair Bolsonaro, has long derided the coronavirus. He's called it the little flu.

خب، رئیس‌جمهور برزیل، ژایر بولسونارو، مدت طولانی است که ویروس کرونا را مورد تمسخر قرار داده است. او آن را آنفولانزای کوچک نامیده است.

منبع: NPR News June 2020 Compilation

People spend a lot of time deriding and belittling Black folk music traditions instead of studying them.

افراد زمان زیادی را صرف تمسخر و تحقیر سنت‌های موسیقی سیاه‌ها می‌کنند به جای اینکه آنها را مطالعه کنند.

منبع: Vox opinion

Britain should, therefore, host a relatively big financial sector, and policymakers should celebrate it, rather than deride it.

بریتانییا باید در نتیجه، یک بخش مالی نسبتاً بزرگ را میزبانی کند و سیاست گذاران باید آن را جشن بگیرند، به جای اینکه آن را مورد تمسخر قرار دهند.

منبع: The Economist - Comprehensive

Was all the world in a conspiracy to deride his failure?

آیا تمام جهان در توطئه‌ای برای تمسخر شکست او بود؟

منبع: Humans and Ghosts (Part 1)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید