desegregate schools
لغو جداسازی مدارس
desegregate communities
لغو جداسازی جوامع
desegregate housing
لغو جداسازی مسکن
desegregate public
لغو جداسازی عمومی
desegregate facilities
لغو جداسازی امکانات
desegregate workplaces
لغو جداسازی محیط کار
desegregate education
لغو جداسازی آموزش
desegregate services
لغو جداسازی خدمات
desegregate events
لغو جداسازی رویدادها
desegregate systems
لغو جداسازی سیستمها
we need to desegregate our schools to promote equality.
ما باید مدارس خود را برای ترویج برابری از حالت تبعیضآمیز خارج کنیم.
efforts to desegregate public facilities have been ongoing for decades.
تلاشها برای رفع تبعیض در امکانات عمومی برای دههها ادامه داشته است.
desegregating the workforce is essential for a diverse environment.
رفع تبعیض در نیروی کار برای ایجاد یک محیط متنوع ضروری است.
activists worked hard to desegregate neighborhoods.
فعالها برای رفع تبعیض در محلهها سخت تلاش کردند.
the goal is to desegregate housing to ensure fair access.
هدف از بین بردن تبعیض در مسکن برای اطمینان از دسترسی عادلانه است.
it is important to desegregate educational resources for all students.
مهم است که منابع آموزشی را برای همه دانشآموزان از حالت تبعیضآمیز خارج کنیم.
they launched a campaign to desegregate public transportation.
آنها کمپینی را برای رفع تبعیض در حمل و نقل عمومی آغاز کردند.
desegregating the community centers has improved social cohesion.
رفع تبعیض در مراکز اجتماعی باعث بهبود همبستگی اجتماعی شده است.
we must desegregate access to healthcare for underserved populations.
ما باید دسترسی به مراقبتهای بهداشتی برای جمعیتهای محروم را از حالت تبعیضآمیز خارج کنیم.
desegregate the curriculum to include diverse perspectives.
برنامه درسی را برای گنجاندن دیدگاههای متنوع از حالت تبعیضآمیز خارج کنید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید