desisted from
از خودداری کرد
desisted entirely
به طور کامل خودداری کرد
desisted abruptly
ناگهانی خودداری کرد
desisted quickly
به سرعت خودداری کرد
desisted completely
کاملاً خودداری کرد
desisted finally
در نهایت خودداری کرد
desisted willingly
با میل خودداری کرد
desisted reluctantly
با اکراه خودداری کرد
desisted momentarily
به طور لحظهای خودداری کرد
desisted partially
به طور جزئی خودداری کرد
she desisted from making any further comments.
او از انجام هرگونه اظهار نظر بیشتر خودداری کرد.
after much consideration, he desisted from his plans.
پس از بررسیهای فراوان، او از برنامههایش دست کشید.
they desisted from pursuing the matter any longer.
آنها دیگر از پیگیری موضوع دست کشیدند.
the company desisted from the project due to budget cuts.
به دلیل کاهش بودجه، شرکت از پروژه دست کشید.
she desisted from arguing after realizing it was pointless.
او پس از متوجه شدن بی فایده بودن، از بحث کردن دست کشید.
he desisted from participating in the competition.
او از شرکت در مسابقه دست کشید.
after the warning, the group desisted from their reckless behavior.
پس از هشدار، گروه از رفتار بیپروا خود دست کشید.
the activists desisted from protests for a time.
فعالین برای مدتی از اعتراضات دست کشیدند.
she desisted from her habit of procrastination.
او از عادت تعلل کردن خود دست کشید.
they desisted from making any more demands.
آنها از درخواستهای بیشتر دست کشیدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید