desisted

[ایالات متحده]/dɪˈzɪstɪd/
[بریتانیا]/dɪˈzɪstɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. متوقف کردن انجام کاری

عبارات و ترکیب‌ها

desisted from

از خودداری کرد

desisted entirely

به طور کامل خودداری کرد

desisted abruptly

ناگهانی خودداری کرد

desisted quickly

به سرعت خودداری کرد

desisted completely

کاملاً خودداری کرد

desisted finally

در نهایت خودداری کرد

desisted willingly

با میل خودداری کرد

desisted reluctantly

با اکراه خودداری کرد

desisted momentarily

به طور لحظه‌ای خودداری کرد

desisted partially

به طور جزئی خودداری کرد

جملات نمونه

she desisted from making any further comments.

او از انجام هرگونه اظهار نظر بیشتر خودداری کرد.

after much consideration, he desisted from his plans.

پس از بررسی‌های فراوان، او از برنامه‌هایش دست کشید.

they desisted from pursuing the matter any longer.

آنها دیگر از پیگیری موضوع دست کشیدند.

the company desisted from the project due to budget cuts.

به دلیل کاهش بودجه، شرکت از پروژه دست کشید.

she desisted from arguing after realizing it was pointless.

او پس از متوجه شدن بی فایده بودن، از بحث کردن دست کشید.

he desisted from participating in the competition.

او از شرکت در مسابقه دست کشید.

after the warning, the group desisted from their reckless behavior.

پس از هشدار، گروه از رفتار بی‌پروا خود دست کشید.

the activists desisted from protests for a time.

فعالین برای مدتی از اعتراضات دست کشیدند.

she desisted from her habit of procrastination.

او از عادت تعلل کردن خود دست کشید.

they desisted from making any more demands.

آنها از درخواست‌های بیشتر دست کشیدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید