work resumed
کار از سر گرفته شد
session resumed
جلسه از سر گرفته شد
activities resumed
فعالیتها از سر گرفته شد
service resumed
خدمات از سر گرفته شد
operations resumed
عملیاتها از سر گرفته شد
training resumed
آموزش از سر گرفته شد
game resumed
بازی از سر گرفته شد
project resumed
پروژه از سر گرفته شد
negotiations resumed
مذاکرات از سر گرفته شد
discussion resumed
بحث و گفتگو از سر گرفته شد
the meeting resumed after a short break.
جلسه پس از وقفه کوتاه از سر گرفته شد.
she resumed her studies after the summer vacation.
او تحصیلات خود را پس از تعطیلات تابستانی از سر گرفت.
they resumed the project once funding was secured.
آنها پروژه را پس از تأمین بودجه از سر گرفتند.
the concert resumed despite the rain.
کنسرت با وجود باران از سر گرفته شد.
he resumed his position as team leader.
او مجدداً به عنوان رهبر تیم منصوب شد.
the negotiations resumed after a brief pause.
پس از یک وقفه کوتاه، مذاکرات از سر گرفته شد.
after the interruption, the lecture resumed.
پس از وقفه، سخنرانی از سر گرفته شد.
the game resumed in the second half.
بازی در نیمه دوم از سر گرفته شد.
work on the construction site resumed on monday.
کار در محل ساخت و ساز از دوشنبه از سر گرفته شد.
she resumed her exercise routine after a long break.
او پس از یک وقفه طولانی، برنامه ورزشی خود را از سر گرفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید