resumed

[ایالات متحده]/rɪˈzjuːmd/
[بریتانیا]/rɪˈzuːmd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. دوباره شروع کردن پس از یک وقفه؛ دوباره به دست آوردن مالکیت؛ دوباره اشغال کردن؛ بازگرداندن

عبارات و ترکیب‌ها

work resumed

کار از سر گرفته شد

session resumed

جلسه از سر گرفته شد

activities resumed

فعالیت‌ها از سر گرفته شد

service resumed

خدمات از سر گرفته شد

operations resumed

عملیات‌ها از سر گرفته شد

training resumed

آموزش از سر گرفته شد

game resumed

بازی از سر گرفته شد

project resumed

پروژه از سر گرفته شد

negotiations resumed

مذاکرات از سر گرفته شد

discussion resumed

بحث و گفتگو از سر گرفته شد

جملات نمونه

the meeting resumed after a short break.

جلسه پس از وقفه کوتاه از سر گرفته شد.

she resumed her studies after the summer vacation.

او تحصیلات خود را پس از تعطیلات تابستانی از سر گرفت.

they resumed the project once funding was secured.

آنها پروژه را پس از تأمین بودجه از سر گرفتند.

the concert resumed despite the rain.

کنسرت با وجود باران از سر گرفته شد.

he resumed his position as team leader.

او مجدداً به عنوان رهبر تیم منصوب شد.

the negotiations resumed after a brief pause.

پس از یک وقفه کوتاه، مذاکرات از سر گرفته شد.

after the interruption, the lecture resumed.

پس از وقفه، سخنرانی از سر گرفته شد.

the game resumed in the second half.

بازی در نیمه دوم از سر گرفته شد.

work on the construction site resumed on monday.

کار در محل ساخت و ساز از دوشنبه از سر گرفته شد.

she resumed her exercise routine after a long break.

او پس از یک وقفه طولانی، برنامه ورزشی خود را از سر گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید