detesting

[ایالات متحده]/dɪˈtɛstɪŋ/
[بریتانیا]/dɪˈtɛstɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل نفرت یا بیزاری از چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

detesting lies

نفرت از دروغ

detesting violence

نفرت از خشونت

detesting hatred

نفرت از نفرت

detesting injustice

نفرت از بی‌عدالتی

detesting cruelty

نفرت از بی‌رحمی

detesting ignorance

نفرت از نادانی

detesting greed

نفرت از طمع

detesting bigotry

نفرت از متعصب‌گرایی

detesting corruption

نفرت از فساد

detesting dishonesty

نفرت از بی‌صداقی

جملات نمونه

she is detesting the way he speaks to her.

او از نحوه صحبت کردن او بیزار است.

detesting injustice, he decided to become a lawyer.

با تنفر از بی‌عدالتی، تصمیم گرفت وکیل شود.

they are detesting the new policy implemented at work.

آنها از سیاست جدیدی که در محل کار اجرا شده، بیزارند.

detesting the cold weather, she moved to a warmer climate.

با تنفر از هوای سرد، به آب و هوای گرمتر نقل مکان کرد.

he expressed his feelings of detesting the constant noise.

او احساسات خود را در مورد بیزاری از صدای دائمی بیان کرد.

detesting dishonesty, she values transparency in relationships.

با تنفر از بی‌صداقی، او شفافیت را در روابط ارزش می‌گذارد.

many students are detesting the increased homework load this semester.

بسیاری از دانش آموزان حجم تکالیف بیشتر این ترم را بیزارند.

detesting the taste of olives, he avoids them in his meals.

با تنفر از طعم زیتون، از خوردن آنها در وعده‌های غذایی خود اجتناب می‌کند.

she finds herself detesting the repetitive nature of her job.

او متوجه می‌شود که از ماهیت تکراری شغل خود بیزار است.

detesting the unfair treatment, he decided to speak up.

با تنفر از رفتار ناعادلانه، تصمیم گرفت صحبت کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید