detesting lies
نفرت از دروغ
detesting violence
نفرت از خشونت
detesting hatred
نفرت از نفرت
detesting injustice
نفرت از بیعدالتی
detesting cruelty
نفرت از بیرحمی
detesting ignorance
نفرت از نادانی
detesting greed
نفرت از طمع
detesting bigotry
نفرت از متعصبگرایی
detesting corruption
نفرت از فساد
detesting dishonesty
نفرت از بیصداقی
she is detesting the way he speaks to her.
او از نحوه صحبت کردن او بیزار است.
detesting injustice, he decided to become a lawyer.
با تنفر از بیعدالتی، تصمیم گرفت وکیل شود.
they are detesting the new policy implemented at work.
آنها از سیاست جدیدی که در محل کار اجرا شده، بیزارند.
detesting the cold weather, she moved to a warmer climate.
با تنفر از هوای سرد، به آب و هوای گرمتر نقل مکان کرد.
he expressed his feelings of detesting the constant noise.
او احساسات خود را در مورد بیزاری از صدای دائمی بیان کرد.
detesting dishonesty, she values transparency in relationships.
با تنفر از بیصداقی، او شفافیت را در روابط ارزش میگذارد.
many students are detesting the increased homework load this semester.
بسیاری از دانش آموزان حجم تکالیف بیشتر این ترم را بیزارند.
detesting the taste of olives, he avoids them in his meals.
با تنفر از طعم زیتون، از خوردن آنها در وعدههای غذایی خود اجتناب میکند.
she finds herself detesting the repetitive nature of her job.
او متوجه میشود که از ماهیت تکراری شغل خود بیزار است.
detesting the unfair treatment, he decided to speak up.
با تنفر از رفتار ناعادلانه، تصمیم گرفت صحبت کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید