abhorring

[ایالات متحده]/[ˈæbhɒrɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈæbhoʊrɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (present participle of abhor)احساس یا ابراز نفرت شدید یا بیزاری؛ اجتناب از چیزی گویی که ناخوشایند است.

عبارات و ترکیب‌ها

abhorring violence

بی‌ميل بودن به خشونت

abhorring the thought

بی‌ميل بودن به این فکر

abhorred behavior

رفتار نفرت‌انگیز

abhorring injustice

بی‌ميل بودن به بی‌عدالتی

abhorring hypocrisy

بی‌ميل بودن به ریاکاری

abhorring the idea

بی‌ميل بودن به این ایده

abhorred practice

شيوه مورد نفرت

abhorring corruption

بی‌ميل بودن به فساد

abhorring cruelty

بی‌ميل بودن به بی‌رحمی

abhorring lies

بی‌ميل بودن به دروغ

جملات نمونه

she admitted to abhorring large crowds and preferring quiet evenings at home.

او اعتراف کرد که از جمعیت زیاد بیزار است و ترجیح می دهد شب های آرام را در خانه بگذراند.

the politician was criticized for abhorring any compromise on the issue.

سیاستمدت به خاطر بیزار بودن از هرگونه مصالحه در این موضوع مورد انتقاد قرار گرفت.

he expressed his abhorring of violence and advocated for peaceful solutions.

او بیزاری خود را از خشونت ابراز کرد و از راه حل های مسالمت آمیز حمایت کرد.

many people abhorring the new policy protested outside the government building.

افراد زیادی که از سیاست جدید بیزار بودند، در خارج از ساختمان دولتی اعتراض کردند.

the community abhorred the proposed development near the protected wildlife area.

جامعه از توسعه پیشنهادی در نزدیکی منطقه حفاظت شده حیات وحش بیزار بود.

the team's performance was so poor that the fans were openly abhorring it.

عملکرد تیم آنقدر ضعیف بود که هواداران به طور آشکار از آن بیزار بودند.

after experiencing the corruption firsthand, he began abhorring the entire system.

پس از تجربه فساد از نزدیک، شروع به بیزار بودن از کل سیستم کرد.

the author's style, characterized by excessive detail, was abhorred by some readers.

سبک نویسنده که با جزئیات بیش از حد مشخص می شد، توسط برخی از خوانندگان مورد بیزاری قرار گرفت.

the company's unethical practices led to the public abhorring their brand.

رفتار غیر اخلاقی شرکت منجر به بیزار شدن مردم از برند آنها شد.

despite the potential benefits, she abhorred the idea of artificial intelligence taking over.

با وجود مزایای بالقوه، او از ایده تصدی هوش مصنوعی بیزار بود.

the judge abhorred the defendant's blatant disregard for the law.

قاضی از بی‌توجهی آشکار متهم به قانون بیزار بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید