execrating

[ایالات متحده]/ˈɛksɪkreɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈɛksɪˌkreɪtɪŋ/

ترجمه

v. شکل حال استمراری execrate; متنفر بودن یا نفرت داشتن; نفرین کردن یا نفرینی بر کسی فرستادن

عبارات و ترکیب‌ها

execrating behavior

رفتار تحقیرآمیز

execrating remarks

اظهارات تحقیرآمیز

execrating actions

اقدامات تحقیرآمیز

execrating speech

سخنان تحقیرآمیز

execrating attitude

نگاه تحقیرآمیز

execrating thoughts

افکار تحقیرآمیز

execrating criticism

انتقادات تحقیرآمیز

execrating opinion

نظر تحقیرآمیز

execrating tone

لحن تحقیرآمیز

execrating judgment

قضاوت تحقیرآمیز

جملات نمونه

she was execrating the unfair treatment she received at work.

او از رفتار ناعادلانه ای که در محل کار دریافت می کرد، بیزار بود.

the critics were execrating the film for its lack of originality.

منتقدان فیلم را به دلیل نداشتن اصالت مورد انتقاد قرار دادند.

he couldn't help execrating the corrupt politicians.

او نمی توانست از بیزاری نسبت به سیاستمدنان فاسد دست بکشد.

execrating the violence in society, she called for peace.

با بیزاری از خشونت در جامعه، او خواهان صلح شد.

the audience responded by execrating the speaker's remarks.

مخاطبان با بیزاری از سخنان سخنران پاسخ دادند.

many are execrating the environmental damage caused by industry.

بسیاری از آسیب های زیست محیطی ناشی از صنعت بیزاری دارند.

he found himself execrating his own mistakes.

او متوجه شد که از اشتباهات خود بیزار است.

they were execrating the injustices faced by the community.

آنها از بی عدالتی هایی که جامعه با آن روبرو بود، بیزار بودند.

execrating the conditions of the prison, the lawyer demanded reforms.

با بیزاری از شرایط زندان، وکیل خواستار اصلاحات شد.

she was execrating the lies that had been spread about her.

او از دروغ هایی که در مورد او پخش شده بود، بیزار بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید