dethrones

[ایالات متحده]/dɪˈθrəʊnz/
[بریتانیا]/dɪˈθroʊnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. یک حاکم را از قدرت برکنار کردن

عبارات و ترکیب‌ها

dethrones the king

سرنگون کردن پادشاه

dethrones the champion

سرنگون کردن قهرمان

dethrones the ruler

سرنگون کردن حاکم

dethrones a tyrant

سرنگون کردن یک ظالم

dethrones the leader

سرنگون کردن رهبر

dethrones the idol

سرنگون کردن بت

dethrones the queen

سرنگون کردن ملکه

dethrones a giant

سرنگون کردن یک غول

dethrones the heir

سرنگون کردن وارث

dethrones the favorite

سرنگون کردن مورد علاقه

جملات نمونه

the new champion dethrones the previous titleholder.

قهرمان جدید، عنوان‌دار قبلی را سرنگون می‌کند.

in a shocking turn of events, the underdog dethrones the favorite.

در یک چرخش غیرمنتظره رویدادها، مدعی بازنده‌، مدعی مورد علاقه را سرنگون می‌کند.

she dethrones the reigning queen in a spectacular performance.

او در یک اجرای تماشایی، ملکه سلطنتی را سرنگون می‌کند.

the new technology dethrones older methods of communication.

فناوری جدید، روش‌های ارتباطی قدیمی‌تر را سرنگون می‌کند.

he dethrones the long-standing record in the marathon.

او رکورد طولانی‌مدت در ماراتن را سرنگون می‌کند.

the artist's latest album dethrones the previous bestseller.

آخرین آلبوم هنرمند، پرفروش‌ترین قبلی را سرنگون می‌کند.

the new law could dethrone outdated regulations.

قانون جدید ممکن است مقررات قدیمی را سرنگون کند.

the surprise twist in the story dethrones the main character.

پیچش غیرمنتظره داستان، شخصیت اصلی را سرنگون می‌کند.

in the competition, she dethrones her rivals with ease.

در مسابقه، او رقبای خود را با سهولت سرنگون می‌کند.

the new evidence could dethrone the current theory.

شواهد جدید ممکن است نظریه فعلی را سرنگون کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید