deposes

[ایالات متحده]/dɪˈpəʊzɪz/
[بریتانیا]/dɪˈpoʊzɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. از سمت خود برکنار می‌کند; در دادگاه تحت سوگند شهادت می‌دهد

عبارات و ترکیب‌ها

deposes king

خلع کردن شاه

deposes president

خلع کردن رئیس‌جمهور

deposes leader

خلع کردن رهبر

deposes government

خلع کردن دولت

deposes regime

خلع کردن رژیم

deposes authority

خلع کردن قدرت

deposes ruler

خلع کردن حاکم

deposes official

خلع کردن مقام

deposes monarchy

خلق سلطنت

deposes dictator

خلق دیکتاتور

جملات نمونه

the king deposes the prime minister.

شاه نخست‌وزیر را خلع می‌کند.

she deposes her former boss during the trial.

او در طول محاکمه رئیس سابق خود را خلع می‌کند.

the council deposes the mayor after the scandal.

شورای شهر شهردار را پس از رسوایی خلع می‌کند.

the evidence deposes the defendant's claims.

شواهد ادعای متهم را رد می‌کند.

he deposes his rival in the election.

او رقیب خود را در انتخابات خلع می‌کند.

the board deposes the ceo for misconduct.

هیئت مدیره مدیرعامل را به دلیل سوء رفتار خلع می‌کند.

the revolution deposes the long-standing regime.

انقلاب رژیم طولانی‌مدت را خلع می‌کند.

she deposes her testimony in front of the jury.

او شهادت خود را در حضور هیئت منصفه ارائه می‌دهد.

the military deposes the elected government.

ارتش دولت منتخب را خلع می‌کند.

the judge deposes the witness for lying.

قاضی شاهد را به دلیل دروغگویی خلع می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید