oust

[ایالات متحده]/aʊst/
[بریتانیا]/aʊst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. محروم کردن
اخراج کردن
جایگزین کردن

جملات نمونه

to oust the president

برای خلع رئیس‌جمهور

oust sb. from office

خارج کردن sb. از مقام

He is ousted political rights.

او حقوق سیاسی خلع شده است.

He may be ousted by a military takeover.

ممکن است او با یک کودتای نظامی خلع شود.

the reformists were ousted from power.

اصلاح‌طلبان از قدرت خلع شدند.

There were no grounds for ousting the prime minister.

هیچ دلیلی برای خلع نخست‌وزیر وجود نداشت.

the party was ousted from power after sixteen years.

حزب پس از شانزده سال از قدرت خلع شد.

a showdown which may lead to his ouster as leader of the Party.

یک رویارویی که ممکن است منجر به خلع او به عنوان رهبر حزب شود.

he was stitched up by outsiders and ousted as chairman.

او توسط افراد خارجی فریب داده و به عنوان رئیس خلع شد.

The politician was ousted from office by a vote from members of his own party.

سیاستمدار توسط رای اعضای حزب خود از مقام خلع شد.

نمونه‌های واقعی

He was ousted from his position as chairman.

او از مقام رئیس‌جمهور کنار گذاشته شد.

منبع: IELTS Vocabulary: Category Recognition

But the Bangladesh government began efforts to oust him.

اما دولت بنگلادش تلاش‌هایی را برای کنار گذاشتن او آغاز کرد.

منبع: VOA Special November 2013 Collection

There are even rumours of a plot to oust him sooner.

حتی شایعاتی وجود دارد مبنی بر اینکه طرحی برای کنار گذاشتن او زودتر وجود دارد.

منبع: The Economist (Summary)

But McCarthy is the first to be ousted through a vote.

اما مک‌کارتی اولین کسی است که از طریق رای کنار گذاشته شده است.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

He was ousted in the next round.

او در دور بعد کنار گذاشته شد.

منبع: VOA Special August 2016 Collection

He returned home to enter politics after Saddam was ousted from leadership.

او پس از کنار گذاشته شدن صدام از رهبری به خانه بازگشت تا وارد سیاست شود.

منبع: VOA Special August 2014 Collection

U.S. allies joined and within three weeks Saddam Hussein was ousted from power.

همپیمانان آمریکا پیوستند و در عرض سه هفته، صدام حسین از قدرت کنار گذاشته شد.

منبع: VOA Standard English - Middle East

Before long Eberhard had been ousted and Musk put himself in full control.

به زودی، ایبرهارد کنار گذاشته شد و ماسک خود را به طور کامل در اختیار گرفت.

منبع: Biography of Famous Historical Figures

No one has heard from his father since he was ousted on July 3rd.

هیچکس از آن زمان که پدرش در سوم ژوئیه کنار گذاشته شد، از او نشنیده است.

منبع: NPR News July 2013 Compilation

Myanmar has been under political chaos since a junta-led military coup ousted the elected government.

برمه از زمان کودتای نظامی که دولت منتخب را کنار گذاشته است، در هرج و مرج سیاسی بوده است.

منبع: Vox opinion

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید