dig

[ایالات متحده]/dɪɡ/
[بریتانیا]/dɪɡ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. حفر کردن یا توخالی کردن
v. حفر کردن
n. یک ضربه یا نیش؛ یک اظهار نظر کنایه‌آمیز

عبارات و ترکیب‌ها

dig up information

جمع‌آوری اطلاعات

dig out

بیرون آوردن

dig deep

به عمق بپردازد

dig up

بیرون کند

dig in

غرق شدن

dig into

تحقیق کردن در مورد

dig a hole

گودال کندن

dig at

به کسی حمله کردن

dig down

به عمق رفتن

جملات نمونه

a digest of their findings.

خلاصه‌ای از یافته‌های آنها.

That was meant to be a dig at me.

قرار بود این یک کنایه به من باشد.

Dig that wild outfit.

آن لباس وحشی را ببین.

a sharp dig in the ribs.

یک ضربه تیز به دنده.

a thorough dig of the whole plot.

بررسی کامل کل طرح.

have a quiet dig at sb.

به آرامی به کسی کنایه بزنید.

People seem to dig it.

به نظر می‌رسد مردم آن را دوست دارند.

I really dig heavy rock.

من واقعاً راک سخت را دوست دارم.

Graham had a dig at me in the press.

گراهام در رسانه ها به من کنایه زد.

a digest of cloned DNA.

خلاصه DNA کلون شده.

digest everything in the book

همه چیز را در کتاب خلاصه کنید.

and dig ourselves an onramp.

و یک رمپ برای خودمان حفر کنیم.

I really dig the way she sings.

من واقعاً نحوه خواندن او را دوست دارم.

I'm going to dig down this wall.

من قصد دارم در این دیوار حفر کنم.

The customer will not dig down for such food.

مشتری برای چنین غذایی تلاش نخواهد کرد.

Cheese doesn't digest easily.

پنیر به راحتی هضم نمی شود.

I just cannot digest eggs.

من نمی توانم تخم مرغ را هضم کنم.

I read only this digest of the novel.

من فقط این خلاصه رمان را خواندم.

They gave him a dig about his meanness.

آنها به او در مورد بدخواهی اش کنایه زدند.

نمونه‌های واقعی

To dig something is slang for liking it. I dig your shoes.

گفتن 'dig' به معنای پسندیدن است. من کفش‌های شما را دوست دارم.

منبع: Rachel's Classroom on Phrasal Verbs

Oil wells weren't drilled back then. They were essentially dug.

چاه‌های نفت در آن زمان حفر نشده بودند. در واقع، آن‌ها را حفر کرده بودند.

منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)

So, yesterday afternoon, both sides were dug in.

بنابراین، بعد از ظهر دیروز، هر دو طرف در سنگرها مستقر بودند.

منبع: CNN 10 Student English January 2018 Compilation

It looks like someone dug Rex up.

به نظر می‌رسد کسی رکس را از زیر خاک بیرون آورده است.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 2

You don't get fresher than this. Guys, dig in, dig in.

تازه تر از این نمی‌شود. بچه‌ها، دست به کار شوید، دست به کار شوید.

منبع: BBC documentary "Chinese New Year"

Little Pig was always digging in his garden.

خوک کوچولو همیشه در باغچه خود مشغول کندن بود.

منبع: American Elementary English 2

I still don't really dig the phoenix.

من هنوز آنقدر طرف فنیکس نیستم.

منبع: TED Talks (Audio Version) May 2015 Compilation

I'll see what I can dig up.

می‌بینم چه چیزی می‌توانم پیدا کنم.

منبع: TV series Person of Interest Season 3

Recently, he's been digging deeper into the numbers.

به تازگی، او بیشتر درگیر بررسی اعداد شده است.

منبع: CNN 10 Student English November 2022 Compilation

Rescuers with dogs are now digging through crumbled homes.

نجاتگران با سگ‌ها اکنون در حال کندن آوار خانه‌ها هستند.

منبع: CNN Selected December 2012 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید