encounter

[ایالات متحده]/ɪnˈkaʊntə(r)/
[بریتانیا]/ɪnˈkaʊntər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. به طور ناگهانی روبرو شدن، ملاقات کردن
n. یک ملاقات ناگهانی

عبارات و ترکیب‌ها

chance encounter

برخورد اتفاقی

unexpected encounter

برخورد غیرمنتظره

encounter with

برخورد با

close encounter

برخورد نزدیک

جملات نمونه

a chance encounter in the park.

یک برخورد اتفاقی در پارک.

his close encounter with death.

برخورد نزدیک او با مرگ.

here we encounter the main problem.

اینجا ما با مشکل اصلی روبرو هستیم.

a chance encounter; a chance result.

یک برخورد تصادفی؛ نتیجه تصادفی.

encountered an old friend on the street.

با یک دوست قدیمی در خیابان برخورد کردم.

we have encountered one small problem.

ما با یک مشکل کوچک روبرو شده ایم.

a human muchness encountering no bounds.

یک فراوانی انسانی که هیچ محدودیتی ندارد.

they gained the better of the encounters in the loose .

آنها در شرایط شل، برتری را در برخوردهای به دست آوردند.

she preferred not to run the risk of encountering his sister.

او ترجیح داد ریسک ملاقات خواهرش را نکند.

Believe palingenesis, profoundly yearn encounter to you again.

باور کنید، پالئوجنسیس، عمیقاً مشتاق دیدار شما دوباره هستم.

encountered weather five miles out to sea.

در پنج مایلی دریا با آب و هوا روبرو شدیم.

"The more dangers we encounter, the harder should we push forward."

هر چه بیشتر خطرات را تجربه کنیم، باید بیشتر به جلو حرکت کنیم.

The army encountered stiff resistance from rebels in the hills.

ارتش با مقاومت شدید شورشیان در تپه‌ها روبرو شد.

I had a frightening encounter with a poisonous snake.

من یک برخورد ترسناک با یک مار سمی داشتم.

this has been the first real glitch they’ve encountered in a three months’ tour.

این اولین مشکل واقعی است که آنها در یک تور سه ماهه با آن روبرو شده اند.

he dared not go out for fear of encountering a bullet with his name on it.

او جرات بیرون رفتن را نداشت زیرا از اینکه ممکن بود گلوله ای با نام او را ملاقات کند، می ترسید.

Encountered SunHui in dorm,he was helping his classmates to make a move sweatily.

سان هویی را در خوابگاه ملاقات کردم، او به سختی به همکلاسی هایش کمک می کرد.

At the experience foundation, proposed the penetratingly theory of "The encounter of wind and water";

در بنیاد تجربه، نظریه "برخورد باد و آب" را به طور عمیقی پیشنهاد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید