escape

[ایالات متحده]/ɪˈskeɪp/
[بریتانیا]/ɪˈskeɪp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. اجتناب یا غفلت از انجام کاری
vi. آزاد شدن
n. عمل فرار کردن

عبارات و ترکیب‌ها

escape plan

برنامه فرار

escape from

فرار از

escape route

مسیر فرار

fire escape

راه فرار آتش‌نشانی

escape velocity

سرعت فرار

narrow escape

فرار شگفت‌انگیز

means of escape

وسیله فرار

escape key

کلید فرار

escape from freedom

فرار از آزادی

escape artist

هنرمند شعبده باز

escape character

حروف فرار

escape behavior

رفتار فرار

escape valve

سوپاپ فرار

escape hatch

در خروج اضطراری

air escape

فرار هوا

جملات نمونه

none escape the tomb.

هیچ‌کس از دخمه فرار نمی‌کند.

escape with a whole skin

با پوست سالم فرار کردن

a built-in escape clause.

یک بند فرار از پیش تعیین شده.

to escape from reality

از واقعیت فرار کردن

he did not escape unscarred.

او بدون زخم فرار نکرد.

connive at an escape from prison

همدستی با فرار از زندان

to contrive an escape from the prison

برای طراحی یک فرار از زندان

evade responsibility.See Synonyms at escape

از مسئولیت اجتناب کنید. برای مترادف‌ها به فرار مراجعه کنید

commandeered a plane for the escape;

یک هواپیما را برای فرار به زور تصرف کرد.

they have come to escape the day-to-day.

آنها برای فرار از روزمره آمده اند.

a hairy escape; hairy problems.

یک فرار موحشی؛ مشکلات موحشی.

the name escaped him.

اسم از یادش رفت.

they escaped with a haul of antiques.

آنها با مجموعه‌ای از عتیقه‌جات فرار کردند.

an escape from the humdrum of his life.

فرار از یکنواختی زندگی او.

their silence did not escape my notice.

سکوت آنها از توجه من دور نماند.

escaped convicts on the lam.

محکومان فراری که در حال فرار هستند.

He narrowly escaped drowning.

او به طرز خطرناکی از غرق شدن نجات یافت.

That detail escaped my notice.

آن جزئیات از توجه من دور ماند.

نمونه‌های واقعی

Sirius can escape on Buckbeak—they can escape together! ”

سیروس می‌تواند از کمک با بوکبک فرار کند - آنها می‌توانند با هم فرار کنند!

منبع: Harry Potter and the Prisoner of Azkaban

I'll create a diversion while you escape.

من حواس‌پرتی ایجاد می‌کنم تا شما فرار کنید.

منبع: Spirited Away Selection

The notorious drug-pusher has been contriving an escape from the prison.

متهم مواد مخدر مشهور در حال طراحی برای فرار از زندان بوده است.

منبع: Sixth-level vocabulary frequency weekly plan

The young fish are able to escape.

ماهی‌های جوان قادر به فرار هستند.

منبع: A Bite of China Season 1

Discover another leafy escape just minutes from downtown on the Island of Djurgarden.

یک فرار سرسبز دیگر را در چند دقیقه از مرکز شهر در جزیره دیورگاردن کشف کنید.

منبع: Cloud Travel Handbook

The essence escapes but its aura remains.

جوهر فرار می‌کند اما هاله آن باقی می‌ماند.

منبع: Advanced English book1

Perhaps I could arrange her escape, as well.

شاید بتوانم فرار او را نیز ترتیب دهم.

منبع: Rick and Morty Season 3 (Bilingual)

He said the scheme was needed to propel an escape from the crisis.

او گفت این طرح برای فرار از بحران مورد نیاز است.

منبع: BBC Listening May 2020 Collection

They try to cope, but often never escape.

آنها سعی می‌کنند کنار بیایند، اما اغلب هرگز فرار نمی‌کنند.

منبع: Time

So how should Jack escape the cell?

پس جک چگونه باید از سلول فرار کند؟

منبع: Smart Life Encyclopedia

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید