done

[ایالات متحده]/dʌn/
[بریتانیا]/dʌn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. کامل شده; تمام شده; پخته شده; طبق آداب
v. شکل گذشته participle از "کردن"

عبارات و ترکیب‌ها

job done

کار انجام شده

have done

انجام شده

done in

انجام در

had done

انجام شده بود

done for

انجام شده برای

done with

انجام شده با

well done

خوب انجام شد

work done

کار انجام شده

could have done

می‌توانستم انجام داده باشم

would have done

انجام می دادم

should have done

باید انجام می دادم

must have done

باید انجام داده باشم

i'm done

من انجام دادم

have done with

تمام شده با

done is done

انجام شده است انجام شده

جملات نمونه

This was done for the blinds.

این کار برای پرده ها انجام شد.

done with the connivance of (done in connivance with)

انجام شده با همدی و همکاری

It was all done in play.

همه اینها در بازی انجام شد.

The roast was done to a turn.

گوشت کبابی به خوبی پخته شده بود.

The steak was done to a turn.

استیک به خوبی پخته شده بود.

this is best done at home.

این بهترین کار است که در خانه انجام شود.

we have done with history.

ما با تاریخ تمام کرده ایم.

the turkey will be done to a turn .

بوقلمون به خوبی پخته خواهد شد.

you look done in.

شما خسته به نظر می رسید.

Have it done by Tuesday at the latest.

حداکثر تا روز سه شنبه آن را انجام دهید.

beefburgers done to a turn.

برگر گوشت درست شده به خوبی

Is the meat done yet?

آیا گوشت هنوز پخته شده است؟

I've done only that much.

من فقط آنقدر انجام داده ام.

a room done all in pastels.

اتاق با تمام رنگ های پاستلی انجام شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید