dubitable evidence
دلایل مشکوک
dubitable claims
ادعاهای مشکوک
dubitable sources
منابع مشکوک
dubitable motives
انگیزههای مشکوک
dubitable conclusions
نتیجهگیریهای مشکوک
dubitable character
اخلاق مشکوک
dubitable information
اطلاعات مشکوک
dubitable practices
روشهای مشکوک
dubitable integrity
یکپارچگی مشکوک
dubitable reputation
شهرت مشکوک
his claims about the project are dubitable at best.
اظهارات او درباره پروژه در بهترین حالت قابل تردید است.
there are dubitable sources of information in the report.
منابع اطلاعات قابل تردید در گزارش وجود دارد.
many dubitable theories exist in the realm of science.
نظریات قابل تردید بسیاری در حوزه علم وجود دارد.
his motives for helping were somewhat dubitable.
انگیزه های او برای کمک تا حدودی قابل تردید بود.
dubitable evidence was presented during the trial.
شواهد قابل تردید در دادگاه ارائه شد.
critics found the study's conclusions to be dubitable.
منتقدان نتیجه گیری های مطالعه را قابل تردید یافتند.
her explanation for the delay seemed dubitable.
توضیح او برای تاخیر تا حدودی قابل تردید به نظر می رسید.
dubitable practices can harm the reputation of a business.
روش های قابل تردید می توانند به شهرت یک کسب و کار آسیب برسانند.
he presented a dubitable argument in the debate.
او یک استدلال قابل تردید در بحث ارائه کرد.
many readers found the author's conclusions to be dubitable.
بسیاری از خوانندگان نتیجه گیری های نویسنده را قابل تردید یافتند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید