dubitable

[ایالات متحده]/ˈdjuːbɪtəbl/
[بریتانیا]/ˈduːbɪtəbl/

ترجمه

adj. قابل شک; سؤال‌برانگیز; مشمول عدم قطعیت

عبارات و ترکیب‌ها

dubitable evidence

دلایل مشکوک

dubitable claims

ادعاهای مشکوک

dubitable sources

منابع مشکوک

dubitable motives

انگیزه‌های مشکوک

dubitable conclusions

نتیجه‌گیری‌های مشکوک

dubitable character

اخلاق مشکوک

dubitable information

اطلاعات مشکوک

dubitable practices

روش‌های مشکوک

dubitable integrity

یکپارچگی مشکوک

dubitable reputation

شهرت مشکوک

جملات نمونه

his claims about the project are dubitable at best.

اظهارات او درباره پروژه در بهترین حالت قابل تردید است.

there are dubitable sources of information in the report.

منابع اطلاعات قابل تردید در گزارش وجود دارد.

many dubitable theories exist in the realm of science.

نظریات قابل تردید بسیاری در حوزه علم وجود دارد.

his motives for helping were somewhat dubitable.

انگیزه های او برای کمک تا حدودی قابل تردید بود.

dubitable evidence was presented during the trial.

شواهد قابل تردید در دادگاه ارائه شد.

critics found the study's conclusions to be dubitable.

منتقدان نتیجه گیری های مطالعه را قابل تردید یافتند.

her explanation for the delay seemed dubitable.

توضیح او برای تاخیر تا حدودی قابل تردید به نظر می رسید.

dubitable practices can harm the reputation of a business.

روش های قابل تردید می توانند به شهرت یک کسب و کار آسیب برسانند.

he presented a dubitable argument in the debate.

او یک استدلال قابل تردید در بحث ارائه کرد.

many readers found the author's conclusions to be dubitable.

بسیاری از خوانندگان نتیجه گیری های نویسنده را قابل تردید یافتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید