in the dusk of the evening
در غروب عصر
dusk was falling rapidly.
غروب به سرعت در حال پایین آمدن بود.
in the dusk of an Istanbul night club.
در غروب یک کلوب شبانه استانبول
She was invisible in the dusk of the room.
او در غروب اتاق نامرئی بود.
dusk verging into night.
غروب به شب نزدیک می شود.
Dusk deepened into night.
غروب عمیقاً به شب تبدیل شد.
Dusk sets early in winter.
غروب زود در زمستان فرا می رسد.
working the land from dawn to dusk .
کار کردن در زمین از سپیده دم تا غروب.
they laboured from dawn to dusk in two shifts.
آنها از سپیده دم تا غروب در دو شیفت کار می کردند.
The street lights come on at dusk and go off at dawn.
چراغهای خیابان در غروب روشن می شوند و در سپیده دم خاموش می شوند.
I still remember the dusk that I saw from the small balcony.At the vanishing point of the sight was an age-old circumvallation.
هنوز هم غروبی را که از بالکن کوچک دیدم به یاد دارم. در نقطه ای که چشم محو می شد، یک حصار باستانی بود.
In dusk she is covering of gentle sunfall light,waiting for me passing her,like old friend.I know her await without sound,but I can hear of numberless hands shaking at me.
در غروب، او با نور ملایم خورشید در حال پوشش دادن است، منتظر من است که از کنارش عبور کنم، مانند یک دوست قدیمی. می دانم که منتظر او بدون صدا نیست، اما می توانم صدای دست های بی شماری را بشنوم که به من دست می زنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید