echo

[ایالات متحده]/ˈekəʊ/
[بریتانیا]/ˈekoʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. تکرار کردن; انعکاس دادن

vi. تکرار یک صدا; طنین انداختن

n. تکرار صدا; تقلید

عبارات و ترکیب‌ها

echo location

بازتاب مکانی

echo chamber

اتاق پژواک

radar echo

بازتاب رادار

echo cancellation

حذف پژواک

ultrasonic echo

بازتاب فراصوت

echo sounder

سنجشگر پژواک

flaw echo

بازتاب نقص

echo effect

اثر پژواک

echo wall

دیوار پژواک

جملات نمونه

The sound of her laughter echoed through the empty hallway.

صدای خنده او در راهروی خالی طنین‌انداز شد.

His words echoed in her mind long after he had left.

کلمات او مدت طولانی پس از ترک او در ذهن او طنین‌انداز بود.

The applause echoed throughout the stadium.

تشویق‌ها در سراسر استادیوم طنین‌انداز شد.

The mountains echoed with the sound of birds singing.

کوه ها با صدای پرندگان آواز خواندن طنین انداز شد.

Her voice echoed off the walls of the cave.

صدای او از دیوارهای غار بازتابید.

The memories of that day still echo in my mind.

خاطرات آن روز هنوز در ذهنم طنین انداز است.

The old house echoed with the sounds of children playing.

خانه قدیمی با صدای بازی کودکان طنین انداز شد.

His words seemed to echo the sentiments of the crowd.

به نظر می رسید که کلمات او احساسات جمعیت را منعکس می کند.

The impact of the news echoed throughout the community.

اثر این خبر در سراسر جامعه طنین انداز شد.

The cathedral's high ceilings caused every sound to echo.

سقف بلند کلیسا باعث می شد هر صدایی طنین انداز شود.

نمونه‌های واقعی

Only the hills sent a faint echo back.

فقط تپه‌ها پژواکی ضعیف به عقب باز می‌گرداند.

منبع: Jane Eyre (Abridged Version)

The melody echoed around to far away.

ملودی به دوردست‌ها پژواک می‌رسید.

منبع: 101 Children's English Stories

Fine. Take her down for an echo.

باشه. او را برای پژواک پایین ببر.

منبع: Grey's Anatomy Season 2

Those who have faced devastation echo those concerns.

کسانی که با ویرانی روبرو شده‌اند، آن نگرانی‌ها را پژواک می‌کنند.

منبع: VOA Standard English - Asia

I heard vague echoes of someone's footsteps.

من پژواک‌های مبهم گام‌های کسی را شنیدم.

منبع: Lai Shixiong Advanced English Vocabulary 3500

Other high-energy astronomical events will leave gravitational echoes, too.

سایر رویدادهای نجومی پرانرژی نیز پژواک‌های گرانشی از خود باقی خواهند گذاشت.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

Did you never hear an echo? asked his mother.

آیا تا به حال پژواکی نشنیدید؟ مادرش پرسید.

منبع: American Original Language Arts Third Volume

Those cheers were now echoed around much of Britain.

آن تشویق‌ها اکنون در سراسر بریتانیای بزرگ پژواک می‌شدند.

منبع: NPR News July 2013 Compilation

It is a view that has been echoed ever since.

این دیدگاهی است که از آن زمان تا کنون پژواک شده است.

منبع: A Brief History of Everything

That's something that seemed to be echoed by the Czech Republic.

این چیزی است که به نظر می‌رسد جمهوری چک نیز پژواک آن بوده است.

منبع: CNN 10 Student English December 2017 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید