ashes

[ایالات متحده]/[ˈæʃɪz]/
[بریتانیا]/[ˈæʃɪz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پودر باقیمانده پس از سوختن چیزی؛ بقایمت یک شخص متوفی پس از سوزاندن؛ ردپای چیزی
v. به هیچ چیز کاهش دادن؛ نابود کردن

عبارات و ترکیب‌ها

ashes to ashes

خاکستر به خاکستر

cold ashes

خاکسترهای سرد

ashes remain

خاکستر باقی می‌ماند

scatter ashes

خاکسترها را پخش کن

ashes fall

خاکسترها می‌ریزند

ashes blow

خاکسترها می‌وزند

ashes white

خاکسترهای سفید

ashes drifted

خاکسترها رها شدند

ashes scattered

خاکسترها پراکنده شدند

ashes glow

خاکسترها می‌درخشند

جملات نمونه

the fireplace left a pile of cold ashes.

شومینه یک توده خاکستر سرد بر جا گذاشته بود.

he scattered her ashes into the sea.

او خاکسترش را به دریا پراکنده کرد.

the fire reduced the building to ashes.

آتش ساختمان را به خاکستر تبدیل کرد.

we collected the ashes from the barbecue.

ما خاکستر را از باربیکیو جمع کردیم.

the wind blew the ashes across the yard.

باد خاکستر را در حیاط پراکنده کرد.

he turned to ashes after the curse.

او پس از نفرین به خاکستر تبدیل شد.

the ashes were placed in an urn.

خاکستر در یک urn قرار داده شد.

she kept a small amount of his ashes.

او مقدار کمی از خاکسترش را نگه داشت.

the ashes of the leaves covered the ground.

خاکستر برگ‌ها زمین را پوشاند.

he sifted the ashes through a screen.

او خاکستر را از طریق یک صفحه الک کرد.

the bonfire left a bed of glowing ashes.

آتش سوزی یک بستر خاکستر درخشان بر جا گذاشت.

they returned the ashes to their homeland.

آنها خاکستر را به سرزمین مادری خود بازگرداندند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید