ashes to ashes
خاکستر به خاکستر
cold ashes
خاکسترهای سرد
ashes remain
خاکستر باقی میماند
scatter ashes
خاکسترها را پخش کن
ashes fall
خاکسترها میریزند
ashes blow
خاکسترها میوزند
ashes white
خاکسترهای سفید
ashes drifted
خاکسترها رها شدند
ashes scattered
خاکسترها پراکنده شدند
ashes glow
خاکسترها میدرخشند
the fireplace left a pile of cold ashes.
شومینه یک توده خاکستر سرد بر جا گذاشته بود.
he scattered her ashes into the sea.
او خاکسترش را به دریا پراکنده کرد.
the fire reduced the building to ashes.
آتش ساختمان را به خاکستر تبدیل کرد.
we collected the ashes from the barbecue.
ما خاکستر را از باربیکیو جمع کردیم.
the wind blew the ashes across the yard.
باد خاکستر را در حیاط پراکنده کرد.
he turned to ashes after the curse.
او پس از نفرین به خاکستر تبدیل شد.
the ashes were placed in an urn.
خاکستر در یک urn قرار داده شد.
she kept a small amount of his ashes.
او مقدار کمی از خاکسترش را نگه داشت.
the ashes of the leaves covered the ground.
خاکستر برگها زمین را پوشاند.
he sifted the ashes through a screen.
او خاکستر را از طریق یک صفحه الک کرد.
the bonfire left a bed of glowing ashes.
آتش سوزی یک بستر خاکستر درخشان بر جا گذاشت.
they returned the ashes to their homeland.
آنها خاکستر را به سرزمین مادری خود بازگرداندند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید