emptier than
خالیتر از
emptier jar
شیشهی خالیتر
emptier bottle
بطری خالیتر
emptier space
فضای خالیتر
emptier room
اتاق خالیتر
emptier feeling
احساس خالیتر
emptier heart
قلب خالیتر
emptier promise
وعدهی خالیتر
emptier cup
فنجان خالیتر
emptier mind
ذهن خالیتر
the room felt emptier after the party ended.
اتاق بعد از پایان مهمانی خالیتر به نظر میرسید.
as the days passed, his heart grew emptier.
با گذشت روزها، قلبش بیشتر خالی میشد.
her smile made the world feel less emptier.
لبخندش باعث میشد دنیا کمتر خالی به نظر برسد.
the streets seemed emptier during the holiday.
در طول تعطیلات، خیابانها خالیتر به نظر میرسیدند.
with each goodbye, the room felt emptier.
با هر خداحافظی، اتاق خالیتر به نظر میرسید.
he noticed the park was emptier than usual.
او متوجه شد که پارک از معمول خالیتر است.
after she left, the house felt much emptier.
بعد از اینکه او رفت، خانه خیلی خالیتر به نظر میرسید.
the shelves looked emptier after the sale.
بعد از حراج، قفسهها خالیتر به نظر میرسیدند.
when the kids went to school, the house felt emptier.
وقتی بچهها به مدرسه رفتند، خانه خالیتر به نظر میرسید.
his life seemed emptier without her presence.
بدون حضور او، زندگیاش خالیتر به نظر میرسید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید