emptier

[ایالات متحده]/ˈɛmptiə/
[بریتانیا]/ˈɛmptiər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وسیله‌ای برای خالی کردن چیزی؛ دستگاهی که محتویات را حذف می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

emptier than

خالی‌تر از

emptier jar

شیشه‌ی خالی‌تر

emptier bottle

بطری خالی‌تر

emptier space

فضای خالی‌تر

emptier room

اتاق خالی‌تر

emptier feeling

احساس خالی‌تر

emptier heart

قلب خالی‌تر

emptier promise

وعده‌ی خالی‌تر

emptier cup

فنجان خالی‌تر

emptier mind

ذهن خالی‌تر

جملات نمونه

the room felt emptier after the party ended.

اتاق بعد از پایان مهمانی خالی‌تر به نظر می‌رسید.

as the days passed, his heart grew emptier.

با گذشت روزها، قلبش بیشتر خالی می‌شد.

her smile made the world feel less emptier.

لبخندش باعث می‌شد دنیا کمتر خالی به نظر برسد.

the streets seemed emptier during the holiday.

در طول تعطیلات، خیابان‌ها خالی‌تر به نظر می‌رسیدند.

with each goodbye, the room felt emptier.

با هر خداحافظی، اتاق خالی‌تر به نظر می‌رسید.

he noticed the park was emptier than usual.

او متوجه شد که پارک از معمول خالی‌تر است.

after she left, the house felt much emptier.

بعد از اینکه او رفت، خانه خیلی خالی‌تر به نظر می‌رسید.

the shelves looked emptier after the sale.

بعد از حراج، قفسه‌ها خالی‌تر به نظر می‌رسیدند.

when the kids went to school, the house felt emptier.

وقتی بچه‌ها به مدرسه رفتند، خانه خالی‌تر به نظر می‌رسید.

his life seemed emptier without her presence.

بدون حضور او، زندگی‌اش خالی‌تر به نظر می‌رسید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید