vacuous

[ایالات متحده]/ˈvækjuəs/
[بریتانیا]/ˈvækjuəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فاقد محتوا، خالی، احمقانه

adv. بی‌معنا، توخالی

n. خالی بودن، کسالت، احمق بودن

عبارات و ترکیب‌ها

vacuous expression

بیان تهی

vacuous statement

اظهار نظر تهی

vacuous argument

استدلال تهی

vacuous mind

ذهن تهی

جملات نمونه

a selfish and vacuous life

یک زندگی خودخواهانه و پوچ

a vacuous expression on his face

عبارتی پوچ روی صورتش

led a vacuous life. Something that isbare lacks surface covering (

زندگی پوچی داشت. چیزی که از پوشش سطحی عاری است (

At this time your mind will be filled with such words as helpless, vacuous, choiceless, powerless.Such being the case, your only strategy is attention distracting.

در این زمان ذهن شما با کلماتی مانند ناتوان، پوچ، بی‌انتخاب و ناتوان پر خواهد شد. با توجه به این موضوع، تنها استراتژی شما منحرف کردن توجه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید