vacant

[ایالات متحده]/ˈveɪkənt/
[بریتانیا]/ˈveɪkənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. خالی; در دسترس; تهی; فاقد محتوا; گیج

عبارات و ترکیب‌ها

vacant space

فضای خالی

vacant room

اتاق خالی

vacant position

موقعیت خالی

vacant land

زمین خالی

vacant lot

قطعه زمین خالی

vacant seat

صندلی خالی

جملات نمونه

The vacant position needs to be filled as soon as possible.

موقعیت خالی باید در اسرع وقت پر شود.

The vacant house was eerie and unsettling.

خانه خالی وهم‌آور و ناراحت‌کننده بود.

Please let me know if there are any vacant rooms available for rent.

لطفاً به من اطلاع دهید اگر اتاق‌های خالی برای اجاره موجود است.

The vacant stare in his eyes suggested he was lost in thought.

نگاه خالی در چشمانش نشان می‌داد که او در فکر فرو رفته است.

The vacant lot will soon be developed into a new shopping center.

زمین خالی به زودی به یک مرکز خرید جدید تبدیل خواهد شد.

The vacant expression on her face made it clear she was not paying attention.

حالت خالی روی صورتش نشان داد که او توجه نمی‌کند.

There is a vacant spot in the parking lot right next to the entrance.

یک جای خالی در پارکینگ درست کنار ورودی وجود دارد.

The vacant feeling in her heart grew as she realized he was not coming back.

احساس خالی در قلبش بیشتر شد وقتی متوجه شد که او برنمی‌گردد.

The vacant look on his face told me he was deep in thought.

نگاه خالی در چهره‌اش به من نشان داد که او عمیقاً در فکر است.

The company is looking to fill several vacant positions within the next month.

شرکت به دنبال پر کردن چندین موقعیت خالی در ماه آینده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید