ephemerals

[ایالات متحده]/ɪˈfemərəl/
[بریتانیا]/ɪˈfemərəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. زودگذر، گذرا

جملات نمونه

Most newspapers are of ephemeral interest.

اکثر روزنامه‌ها از نظر علاقه گذرا هستند.

Life is ephemeral, so we must cherish every moment.

زندگی زودگذر است، بنابراین باید از هر لحظه لذت ببریم.

The beauty of a sunset is ephemeral, but its memory lasts forever.

زیبایی غروب خورشید زودگذر است، اما خاطره آن برای همیشه باقی می‌ماند.

Fame in the entertainment industry is often ephemeral.

شهرت در صنعت سرگرمی اغلب زودگذر است.

Youth is an ephemeral phase of life that should be enjoyed to the fullest.

جواني یک مرحله زودگذر از زندگی است که باید به طور کامل از آن لذت برد.

The joy of winning the championship was ephemeral as they soon faced new challenges.

شادی پیروزی در مسابقات زودگذر بود زیرا آنها به زودی با چالش های جدید روبرو شدند.

The beauty of cherry blossoms is ephemeral, lasting only a few days.

زیبایی شکوفه‌های گیلاس زودگذر است و فقط چند روز طول می‌کشد.

Love is often described as ephemeral, but its impact can last a lifetime.

عشق اغلب به عنوان زودگذر توصیف می شود، اما تأثیر آن می تواند یک طول عمر طول بکشد.

The success of the project was ephemeral, overshadowed by the failure of the next one.

موفقیت پروژه زودگذر بود و تحت الشعاع قرار گرفتن شکست پروژه بعدی قرار گرفت.

The feeling of euphoria after winning the lottery was ephemeral, quickly replaced by a sense of emptiness.

احساس اوج لذت پس از برنده شدن در لاتاری زودگذر بود و به سرعت با احساس پوچی جایگزین شد.

The artist captured the ephemeral beauty of a rainbow in her painting.

هنرمند زیبایی زودگذر یک رنگین کمان را در نقاشی خود به تصویر کشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید