equal

[ایالات متحده]/ˈiːkwəl/
[بریتانیا]/ˈiːkwəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای همان مقدار، اندازه یا ارزش
vt. همانند بودن یا قابل مقایسه بودن با
n. مقدار یا چیزی که همانند دیگری است یا می‌تواند با آن مقایسه شود.

عبارات و ترکیب‌ها

equal rights

حقوق برابر

equal opportunity

فرصت برابر

equal pay

پرداخت مساوی

equal treatment

رفتار برابر

is equal to

برابر با

the equal of

برابر با

equal footing

در یک سطح

equal right

حق مساوی

approximately equal

تقریباً برابر

equal time

زمان مساوی

equal sign

علامت مساوی

equal distribution

توزیع برابر

equal employment opportunity

فرصت شغلی برابر

equal division

تقسیم برابر

equal temperament

تِمپِرامن مساوی

equal rights amendment

اصلاحیه حقوق برابر

equal angle

زاویه مساوی

جملات نمونه

it was hardly an equal contest.

این یک مسابقه منصفانه نبود.

a scale of equal temperament

مقیاس کوک برابر

He was equal to the occasion.

او برای این فرصت مناسب بود.

have no equal in music

در موسیقی هیچ کس با او برابری نمی کند.

equal before the law.

در برابر قانون برابر.

Everyone began on an equal footing.

همه از یک پایه مساوی شروع کردند.

they saw the morality of equal pay.

آنها اخلاقیات پرداخت مساوی را دیدند.

treat with sb. on equal terms

با کسی به طور مساوی رفتار کنید.

Lex x be the equal of y.

Lex x برابر y باشد.

These coins are not equal value.

این سکه ها ارزش یکسانی ندارند.

Equal compensation should be given to men and women for equal work.

برای انجام کار برابر، غرامت مساوی به مردان و زنان پرداخت شود.

He is equal to this task.; He is equal to doing this task.

او برای انجام این کار مناسب است.؛ او برای انجام این کار مناسب است.

equal time was allotted to each.

زمان مساوی به هر کدام اختصاص داده شد.

1 litre is roughly equal to 1 quart.

1 لیتر تقریباً برابر با 1 کوارت است.

نمونه‌های واقعی

The idea that housing crisis equals concreted meadows is pure lobby talk.

ایده اینکه بحران مسکن به معنای تبدیل مراتع به سیمان است، صرفاً صحبت‌های لابی است.

منبع: Past years' graduate entrance exam English reading true questions.

All are entitled to an equal start.

همه حق دارند با شروع یکسان شروع کنند.

منبع: New Concept English. British Edition. Book Four (Translation)

They even equal consumption with being patriotic.

حتی مصرف را با میهن‌پرستی برابر می‌دانند.

منبع: 50 Sample Essays for English Major Level 8 Exam Memorization

In general, more intersections equals more dis-coordination which equals more traffic.

به طور کلی، تقاطع‌های بیشتر به معنای هماهنگی کمتر و ترافیک بیشتر است.

منبع: Popular Science Essays

Kind of like if zero equalled 1.

کمی شبیه این است که اگر صفر برابر با یک باشد.

منبع: Modern Family - Season 10

No, no. Since when does young equal better?

نه، نه. چه زمانی جوان بودن به معنای بهتر بودن است؟

منبع: Modern Family Season 6

I think they would actually be more equals.

فکر می‌کنم در واقعیت بیشتر افراد برابر خواهند بود.

منبع: Super Girl Season 2 S02

I'll bet our records are just about equal.

حدس می‌زنم سوابق ما تقریباً برابر است.

منبع: Modern University English Intensive Reading (2nd Edition) Volume 4

One loop equals one-quarter of a mile.

یک دور برابر با یک چهارم مایل است.

منبع: Weight loss and slimming spoken English.

478. Qualified quality and adequate quantity are equally important.

478. کیفیت واجد شرایط و کمیت کافی به طور مساوی مهم هستند.

منبع: Remember 7000 graduate exam vocabulary in 16 days.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید