compensates for
جبران میکند
compensates us
ما را جبران میکند
compensates employees
کارمندان را جبران میکند
compensates fairly
به طور منصفانه جبران میکند
compensates adequately
به طور مناسب جبران میکند
compensates well
به خوبی جبران میکند
compensates equally
به طور مساوی جبران میکند
compensates quickly
به سرعت جبران میکند
compensates appropriately
به طور مناسب جبران میکند
compensates perfectly
به طور کامل جبران میکند
she compensates for her lack of experience with enthusiasm.
او فقدان تجربه خود را با اشتیاق جبران میکند.
the company compensates employees for overtime work.
شرکت به کارمندان برای اضافه کاری حقوق پرداخت میکند.
his hard work compensates for his previous mistakes.
تلاش زیاد او جبران اشتباهات قبلیاش میکند.
good communication compensates for a lack of technical skills.
ارتباط خوب با یکدیگر جبران کمبود مهارتهای فنی میکند.
the athlete compensates for her injury by adjusting her technique.
ورزشکار با تنظیم تکنیک خود، آسیبدیدگی خود را جبران میکند.
the manager compensates for the team's low morale with incentives.
مدیر با ارائه مشوق، کمبود روحیه تیم را جبران میکند.
he compensates for his shyness by being very friendly.
او با مهربان بودن، خجالت خود را جبران میکند.
the software compensates for any errors in data processing.
نرمافزار برای هرگونه خطای پردازش داده جبران میکند.
she compensates for her short stature with high heels.
او با پوشیدن کفشهای پاشنه بلند، قد کوتاهش را جبران میکند.
the bonus compensates for the long hours worked during the project.
پاداش، جبران ساعات طولانی کار در طول پروژه را میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید