align

[ایالات متحده]/əˈlaɪn/
[بریتانیا]/əˈlaɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. تشکیل یک اتحاد; مرتب کردن در یک خط مستقیم; مطابقت دادن
vi. مرتب کردن در یک خط مستقیم.

عبارات و ترکیب‌ها

align with

تطابق با

align closely

تطابق نزدیک

align vertically

تراز عمودی

perfectly align

به طور کامل تراز

جملات نمونه

gently brush the surface to align the fibres.

به آرامی سطح را تمیز کنید تا الیاف هم‌تراز شوند.

aligning the wheels of a truck.

تراز کردن چرخ‌های یک کامیون.

Align the ruler and the middle of the paper.

خط‌کش و وسط کاغذ را تراز کنید.

align the tops of a row of pictures; aligned the car with the curb.

بالای یک ردیف عکس را تراز کنید؛ ماشین را با حاشیه خیابان هم‌تراز کرد.

the pattern of the border at the joint should align perfectly.

الگوی لبه در محل اتصال باید به طور کامل تراز باشد.

all of them must now align against the foe.

همه آنها اکنون باید در برابر دشمن هم‌تراز شوند.

the planets were aligned in syzygy.

سیارات در حالت هم‌ترازی قرار داشتند.

We must align ourselves with the workers.

ما باید خودمان را با کارگران هم‌تراز کنیم.

They aligned themselves with the army.

آنها خود را با ارتش هم‌تراز کردند.

aligned themselves with the free traders.

خود را با تجار آزاد هم‌تراز کردند.

aligning domestic prices with prices in world markets.

تراز قیمت‌های داخلی با قیمت‌های بازارهای جهانی.

newspapers usually align themselves with certain political parties.

روزنامه‌ها معمولاً خود را با احزاب سیاسی خاصی هم‌تراز می‌کنند.

The senator aligned himself with the critics of the proposed reforms.

سناتور خود را با منتقدان اصلاحات پیشنهادی هم‌تراز کرد.

Research and design for self-aligning device with terminal small gear driving for calcinatory of certain factory correlative task.

تحقیق و طراحی برای دستگاه خود-تراز شونده با چرخ‌دنده کوچک انتهایی برای کلسیناسیون وظیفه مرتبط کارخانه خاص.

Besides aligning malposed anterior teeth, some other factors may be critical to anterior dental esthetics in orthodontic treatment.

علاوه بر تراز کردن دندان‌های قدامی نامناسب، عوامل دیگر ممکن است در زیبایی‌شناسی دندان قدامی در درمان ارتودنسی حیاتی باشند.

This paper analyses fully the applied force and damage types of self-aligning bearings of hydrofoil kingpost .

این مقاله به طور کامل نیروی اعمال شده و انواع آسیب‌های بلبرینگ‌های خود-تراز شونده در پادشاهی هیدروفویل را تجزیه و تحلیل می‌کند.

Wild raspberry and loganberry fruits align with finessed tannins and a refreshing acidity to aid palate tightness.

توت های تمشک وحشی و لوگان بری با تانن های ظریف و اسیدیته ای دلپذیر برای کمک به سفتی طعم مطابقت دارند.

CodonCode Aligner is a program for sequence assembly, contig editing, and mutation detection, available for Windows and Mac OS X.

CodonCode Aligner یک برنامه برای مونتاژ توالی، ویرایش کانتیک و تشخیص جهش است که برای ویندوز و مک OS X در دسترس است.

"Strabismus (or squint or heterotropia):Failure of the eyes to align properly to focus on an object.The affected eye may deviate in any direction, including inward ( cross-eye ) or outward (walleye).

"لوکاسیون (یا پلک مگس یا هتروتروپیا): ناتوانی چشم‌ها در تراز مناسب برای تمرکز بر روی یک شیء. ممکن است چشم آسیب‌دیده در هر جهت، از جمله به داخل (چشم ضربدری) یا به خارج (ماهی‌گیر) منحرف شود.

نمونه‌های واقعی

But think about how your motivations align with the industry you're interviewing for.

اما در مورد این فکر کنید که انگیزه های شما چگونه با صنعتی که برای آن مصاحبه می کنید همسو است.

منبع: Listening Digest

'Cause often the two things are not aligned.

چون اغلب این دو مورد همسو نیستند.

منبع: English With Lucy

Your actions don't always align with your preferences.

عملکرد شما همیشه با ترجیحات شما همسو نیست.

منبع: Daily English Listening | Bilingual Intensive Reading

I would never in a million years align myself.

من هرگز در طولانی ترین مدت با خودم همسو نخواهم شد.

منبع: Lost Girl Season 4

In many cases, certain people have different preferences that may not align with your personality.

در بسیاری از موارد، افراد خاصی ترجیحات متفاوتی دارند که ممکن است با شخصیت شما همسو نباشد.

منبع: Psychology Mini Class

A militant group aligned with ISIS has claimed responsibility.

یک گروه شبه نظامی که با داعش همسو است، مسئولیت را بر عهده گرفته است.

منبع: NPR News January 2019 Compilation

However, Ioannidis points out that the discovery aligns with some nongenetic observations.

با این حال، ایوانیدیس اشاره می کند که این کشف با برخی از مشاهدات غیر ژنتیکی همسو است.

منبع: Science 60 Seconds - Scientific American June 2021 Collection

But other Ukrainians, especially in some eastern regions are aligned with Russia.

اما دیگر اوکراینی ها، به ویژه در برخی مناطق شرقی، با روسیه همسو هستند.

منبع: CNN Listening Collection September 2014

You should also align your skills and experience with the role.

شما همچنین باید مهارت ها و تجربه خود را با نقش همسو کنید.

منبع: Learn business English with Lucy.

A radiologist inserts the needle manually while the robotic arm keeps it aligned.

یک رادیولوژیست سوزن را به صورت دستی وارد می کند در حالی که بازوی ربات آن را در یک راستای مشخص نگه می دارد.

منبع: VOA Daily Standard August 2018 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید