levels

[ایالات متحده]/ˈlɛvlz/
[بریتانیا]/ˈlɛvlz/

ترجمه

n.چندگانه سطح؛ استانداردهای یا درجات؛ تنظیم رنگ‌ها؛ کنترل سطوح رنگ
v.شخص سوم مفرد سطح؛ صاف یا یکنواخت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

levels of difficulty

سطوح دشواری

raising levels

افزایش سطح

levels increased

سطوح افزایش یافت

different levels

سطوح مختلف

levels changed

تغییر سطوح

checking levels

بررسی سطوح

set levels

تنظیم سطوح

high levels

سطوح بالا

levels vary

سطوح متفاوت است

new levels

سطوح جدید

جملات نمونه

the game has multiple levels of difficulty to choose from.

بازی دارای چندین سطح دشواری برای انتخاب است.

she's reached a high level of expertise in her field.

او در زمینه خود به سطح بالایی از تخصص رسیده است.

we need to assess the current levels of customer satisfaction.

ما باید سطح فعلی رضایت مشتریان را ارزیابی کنیم.

the water level rose significantly after the heavy rain.

سطح آب پس از باران شدید به طور قابل توجهی افزایش یافت.

he's on a different level than the other players.

او در سطح متفاوتی نسبت به سایر بازیکنان است.

the company operates on several levels of management.

شرکت در چندین سطح مدیریتی فعالیت می کند.

the project is progressing at a satisfactory level.

پروژه در سطح رضایت بخشی در حال پیشرفت است.

they are analyzing the various levels of risk involved.

آنها خطرات احتمالی را در سطوح مختلف تجزیه و تحلیل می کنند.

the building has five levels, including the basement.

ساختمان دارای پنج طبقه، از جمله زیرزمین است.

she's studying at a higher level at university.

او در سطح بالاتری در دانشگاه تحصیل می کند.

the stock market reached record levels yesterday.

بازار سهام دیروز به سطوح رکورد رسید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید