escorting

[ایالات متحده]/ɪˈskɔːtɪŋ/
[بریتانیا]/ɪˈskɔrtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل همراهی کردن کسی برای ارائه حفاظت یا راهنمایی؛ همراهی کردن کسی برای حفاظت یا به عنوان یک ادب

عبارات و ترکیب‌ها

escorting guests

همراهی با مهمانان

escorting officials

همراهی با مقامات

escorting children

همراهی با کودکان

escorting vips

همراهی با افراد VIP

escorting tourists

همراهی با گردشگران

escorting clients

همراهی با مشتریان

escorting prisoners

همراهی با زندانیان

escorting teams

همراهی با تیم‌ها

escorting partners

همراهی با شرکا

escorting attendees

همراهی با شرکت‌کنندگان

جملات نمونه

she is escorting the guests to their seats.

او مهمانان را به سمت صندلی‌هایشان اسکورت می‌کند.

the officer is escorting the prisoner to court.

سرویس‌رسان زندانی را به دادگاه اسکورت می‌کند.

they are escorting the vips through the event.

آنها افراد مهم را در طول رویداد اسکورت می‌کنند.

he was escorting his daughter to the dance.

او دخترش را به رقص اسکورت می‌کرد.

the security team is escorting the celebrities.

تیم امنیتی افراد مشهور را اسکورت می‌کند.

she enjoys escorting tourists around the city.

او از اسکورت گردشگران در اطراف شهر لذت می‌برد.

the guide is escorting the group through the museum.

راهنما گروه را در حال عبور از موزه اسکورت می‌کند.

he was tasked with escorting the new employees.

او مسئول اسکورت کارمندان جدید بود.

they are escorting the delegates to the conference.

آنها نمایندگان را به کنفرانس اسکورت می‌کنند.

she is responsible for escorting the children to school.

او مسئول اسکورت کودکان به مدرسه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید