convoying

[ایالات متحده]/kənˈvɔɪɪŋ/
[بریتانیا]/kənˈvɔɪɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. همراهی یا اسکان یک گروه برای حفاظت
v. همراهی یا اسکان برای حفاظت

عبارات و ترکیب‌ها

convoying troops

همراهی با نیروها

convoying supplies

همراهی با تدارکات

convoying vehicles

همراهی با وسایل نقلیه

convoying ships

همراهی با کشتی‌ها

convoying cargo

همراهی با بار

convoying forces

همراهی با نیروهای نظامی

convoying assets

همراهی با دارایی‌ها

convoying personnel

همراهی با پرسنل

convoying units

همراهی با واحدها

convoying missions

همراهی با مأموریت‌ها

جملات نمونه

the military is convoying supplies to the frontline.

نیروهای نظامی در حال اسکورت وسایل نقلیه برای رساندن تدارکات به خط مقدم هستند.

the police are convoying the prisoners to the courthouse.

پلیس در حال اسکورت زندانیان به دادگاه است.

they were convoying the trucks through the dangerous territory.

آنها در حال اسکورت کامیون‌ها از طریق مناطق خطرناک بودند.

the fleet is convoying humanitarian aid to the affected region.

ناوگان در حال اسکورت کمک‌های بشردوستانه به منطقه آسیب‌دیده است.

she is convoying her friends to the concert.

او در حال اسکورت دوستانش به کنسرت است.

the government is convoying medical supplies to the hospitals.

دولت در حال اسکورت لوازم پزشکی به بیمارستان‌ها است.

we are convoying the tourists to the safe zone.

ما در حال اسکورت گردشگران به منطقه امن هستیم.

the convoying of the vehicles was essential for their safety.

اسکورت وسایل نقلیه برای حفظ امنیت آنها ضروری بود.

he was convoying his family during the evacuation.

او در حال اسکورت خانواده‌اش در زمان تخلیه بود.

the convoying operation was completed without any incidents.

عملیات اسکورت بدون هیچ حادثه‌ای به پایان رسید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید