convoying troops
همراهی با نیروها
convoying supplies
همراهی با تدارکات
convoying vehicles
همراهی با وسایل نقلیه
convoying ships
همراهی با کشتیها
convoying cargo
همراهی با بار
convoying forces
همراهی با نیروهای نظامی
convoying assets
همراهی با داراییها
convoying personnel
همراهی با پرسنل
convoying units
همراهی با واحدها
convoying missions
همراهی با مأموریتها
the military is convoying supplies to the frontline.
نیروهای نظامی در حال اسکورت وسایل نقلیه برای رساندن تدارکات به خط مقدم هستند.
the police are convoying the prisoners to the courthouse.
پلیس در حال اسکورت زندانیان به دادگاه است.
they were convoying the trucks through the dangerous territory.
آنها در حال اسکورت کامیونها از طریق مناطق خطرناک بودند.
the fleet is convoying humanitarian aid to the affected region.
ناوگان در حال اسکورت کمکهای بشردوستانه به منطقه آسیبدیده است.
she is convoying her friends to the concert.
او در حال اسکورت دوستانش به کنسرت است.
the government is convoying medical supplies to the hospitals.
دولت در حال اسکورت لوازم پزشکی به بیمارستانها است.
we are convoying the tourists to the safe zone.
ما در حال اسکورت گردشگران به منطقه امن هستیم.
the convoying of the vehicles was essential for their safety.
اسکورت وسایل نقلیه برای حفظ امنیت آنها ضروری بود.
he was convoying his family during the evacuation.
او در حال اسکورت خانوادهاش در زمان تخلیه بود.
the convoying operation was completed without any incidents.
عملیات اسکورت بدون هیچ حادثهای به پایان رسید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید