conducting

[ایالات متحده]/kənˈdʌktɪŋ/
[بریتانیا]/kənˈdʌktɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. هدایت یا رهبری; کنترل یا مدیریت; انتقال یا ابلاغ

عبارات و ترکیب‌ها

conducting research

انجام تحقیقات

conducting surveys

انجام نظرسنجی‌ها

conducting meetings

برگزاری جلسات

conducting interviews

انجام مصاحبه‌ها

conducting experiments

انجام آزمایش‌ها

conducting training

برگزاری دوره‌های آموزشی

conducting analysis

انجام تحلیل

conducting audits

انجام بازرسی‌ها

conducting evaluations

انجام ارزیابی‌ها

conducting assessments

انجام ارزیابی‌ها

جملات نمونه

she is conducting a survey on customer satisfaction.

او در حال انجام یک نظرسنجی در مورد رضایت مشتری است.

they are conducting research to improve product quality.

آنها در حال انجام تحقیقاتی برای بهبود کیفیت محصول هستند.

the scientist is conducting experiments in the lab.

دانشمند در حال انجام آزمایش‌هایی در آزمایشگاه است.

we are conducting an analysis of the data collected.

ما در حال انجام تجزیه و تحلیل داده‌های جمع‌آوری‌شده هستیم.

the team is conducting a training session for new employees.

تیم در حال برگزاری یک جلسه آموزشی برای کارمندان جدید است.

he is conducting a workshop on effective communication.

او در حال برگزاری یک کارگاه آموزشی در مورد ارتباط موثر است.

the committee is conducting interviews for the open position.

کمیته در حال انجام مصاحبه برای موقعیت باز است.

she is conducting a study on the effects of climate change.

او در حال انجام مطالعه‌ای در مورد اثرات تغییرات آب و هوایی است.

they are conducting a focus group to gather opinions.

آنها در حال انجام یک گروه متمرکز برای جمع‌آوری نظرات هستند.

the organization is conducting outreach programs for the community.

سازمان در حال انجام برنامه‌های ارتباطی برای جامعه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید