estrange from
جدایی از
estrange feelings
احساسات جدا افتاده
estrange relationships
روابط جدا افتاده
estrange others
جدای کردن دیگران
estrange oneself
جدای کردن خود
estrange family
جدای کردن خانواده
estrange friends
جدای کردن دوستان
estrange partners
جدای کردن شرکا
estrange society
جدای کردن جامعه
estrange community
جدای کردن اجتماع
his constant criticism began to estrange his friends.
نقد مداوم او باعث دور شدن دوستانش شد.
years of living apart can estrange family members.
سالها زندگی جداگانه میتواند باعث دور شدن اعضای خانواده شود.
she felt that the move would estrange her from her childhood friends.
او احساس کرد که نقل مکان باعث دور شدن او از دوستان دوران کودکیاش خواهد شد.
his behavior has started to estrange him from his colleagues.
رفتار او باعث دور شدن او از همکارانش شده است.
they tried to reconcile, but the argument only served to estrange them further.
آنها سعی کردند آشتی کنند، اما بحث فقط باعث دور شدن بیشتر آنها شد.
time apart can sometimes estrange even the closest of friends.
گاهی اوقات زمان جدایی میتواند حتی نزدیکترین دوستان را نیز دور کند.
he didn't want to estrange his partner with his harsh words.
او نمیخواست با کلمات تندش شریک زندگیاش را دور کند.
her decision to leave the group may estrange her from former allies.
تصمیم او برای ترک گروه ممکن است باعث دور شدن او از متحدان سابقش شود.
ignoring his advice could estrange him from the team.
نادیده گرفتن نصیحت او ممکن است باعث دور شدن او از تیم شود.
they were estranged for years before finally reconciling.
آنها سالها جدا بودند تا اینکه بالاخره آشتی کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید