social alienation
گسست اجتماعی
feelings of alienation
احساسِ انزوای اجتماعی
sense of alienation
حسِ انزوای اجتماعی
public alienation from bureaucracy.
بیگانگی عمومی از بوروکراسی
our alienation from the rest of Creation.
بیگانگی ما از کل آفرینش
our alienation from our true selves.
بیگانگی ما از خود واقعیمان
Alienation is a central motif in her novels.
بیگانگی یک مضمون اصلی در رمانهای اوست.
Internet make people more intimity or alienation?
آیا اینترنت باعث صمیمیت یا بیگانگی بیشتر مردم میشود؟
Alcoholism often leads to the alienation of family and friends.
اعتیاد به الکل اغلب منجر به بیگانگی خانواده و دوستان می شود.
Man's family relations became a part of the legal conception of his life, and the alienation of a wife's affections was held remediable.
روابط خانوادگی مرد بخشی از مفهوم حقوقی زندگی او شد و بیگانگی محبت همسر قابل جبران تلقی میشد.
The increasingly dull nature of many industrial jobs has led to the alienation of many workers.
طبیعت رو به تکرار و کسالت بسیاری از مشاغل صنعتی منجر به بیگانگی بسیاری از کارگران شده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید