falsify

[ایالات متحده]/ˈfɔːlsɪfaɪ/
[بریتانیا]/ˈfɔːlsɪfaɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

فعل: دستکاری کردن چیزی به منظور فریب دادن یا گمراه کردن؛ جعل کردن
اسم: شخصی که در فریب یا جعل شرکت می‌کند

جملات نمونه

changes falsify individual expectations.

تغییرات انتظارات فردی را تحریف می‌کنند.

They falsify or deny whatever doesn't suit their books.

آنها هر آنچه که با میل آن‌ها همخوانی ندارد را جعل یا انکار می‌کنند.

To vulgarize and falsify until the bare lies shine through.

تا زمانی که دروغ‌های آشکار درخشان شوند، عامیانه و جعل کنید.

It is illegal to falsify documents.

جعل اسناد غیرقانونی است.

The company was fined for attempting to falsify financial records.

شرکت به دلیل تلاش برای جعل سوابق مالی جریمه شد.

He was caught trying to falsify his credentials.

او در حال تلاش برای جعل مدارکش دستگیر شد.

Scientists cannot falsify data in their research.

دانشمندان نمی‌توانند داده‌ها را در تحقیقات خود جعل کنند.

The witness admitted to falsifying his testimony.

شهادتگر اعتراف کرد که شهادت خود را جعل کرده است.

The journalist was fired for falsifying information in his article.

روزنامه‌نگار به دلیل جعل اطلاعات در مقاله خود اخراج شد.

The student was expelled for falsifying his exam results.

دانشجو به دلیل جعل نتایج امتحانش اخراج شد.

The politician was accused of falsifying election results.

سیاستمدان به جعل نتایج انتخابات متهم شدند.

The company's reputation was damaged after they were caught falsifying product testing results.

شهرت شرکت پس از دستگیری آن‌ها در حال جعل نتایج آزمایش محصول آسیب دید.

It is unethical to falsify data to support a hypothesis.

جعل داده‌ها برای اثبات یک فرضیه غیراخلاقی است.

نمونه‌های واقعی

Impersonate Adam Peer to suggest that Dr. Granger falsified his results.

تظاهر به آدم پیر برای پیشنهاد اینکه دکتر گرنجر نتایج خود را جعل کرده است.

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

Environmental assessment should be scientific research but now they have falsified this.

ارزیابی محیط زیست باید تحقیق علمی باشد، اما اکنون آنها این موضوع را جعل کرده اند.

منبع: VOA Standard English_ Technology

It also said the records falsified their identities.

همچنین گفته شد که سوابق هویت آنها را جعل کرده است.

منبع: VOA Special June 2023 Collection

And this anomaly will falsify or contradict your knowledge.

و این ناهنجاری دانش شما را جعل یا رد خواهد کرد.

منبع: Tales of Imagination and Creativity

There was no secret commitment to war, intelligence was not falsified, and decision was made in good faith.

تعهد مخفیانه به جنگ وجود نداشت، اطلاعات جعل نشد و تصمیم با حسن نیت گرفته شد.

منبع: BBC Listening Collection July 2016

At a court in Manhattan, the frail-looking defendant admitted falsifying company records.

در دادگاهی در منهتن، متهم که ظاهری ضعیف داشت، اعتراف کرد که سوابق شرکت را جعل کرده است.

منبع: BBC Listening Collection August 2015

21 members of the Arizona national guard have been indicted on charges they falsified records to get extra pay.

21 تن از اعضای گارد ملی آریزونا به اتهام جعل سوابق برای دریافت حقوق بیشتر دستگیر شده اند.

منبع: NPR News October 2013 Collection

Hiding, destroying or falsifying records are among other violations under the law.

پنهان کردن، تخریب یا جعل سوابق، از جمله سایر تخلفات قانون است.

منبع: VOA Slow English - America

Amber Heard expressed remorse and pleaded guilty to falsifying a customs document.

امبر هرد پشیمانی خود را ابراز کرد و به جعل یک سند گمرکی اعتراف کرد.

منبع: BBC Listening Compilation April 2016

Prosecutors must prove that this facilitated a second crime, of falsifying campaign expenses.

دادستان ها باید ثابت کنند که این امر یک جرم ثانوی، جعل هزینه های کمپین را تسهیل کرده است.

منبع: The Economist (Summary)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید