fudge brownies
کیک براونی شکلاتی
fudge sauce
سس شکلاتی
fudge frosting
کرم شکلاتی
(on) fudge on an exam
(در مورد) تقلب در امتحان
You fudged a mile.
شما یک مایل تقلب کردید.
always fudged on the important questions.
همیشه در سوالات مهم تقلب می کرد.
fudged on the building code requirements.
تقلب در مورد الزامات قانون ساختمانی.
four scoops of vanilla with hot fudge sauce.
چهار پیمانه وانیل با سس شکلات داغ.
Oh fudge, she says they can't come.
اوه، تقلب، او می گوید آنها نمی توانند بیایند.
The government have fudged the issue of equal rights.
دولت موضوع حقوق برابر را دستکاری کرده است.
I’ve got a good recipe for fudge.
من یک دستور العمل خوب برای شکلات دارم.
the new settlement is a fudge rushed out to win cheers at conference.
توافق جدید یک مصالحه عجولانه است که برای جلب تحسین در کنفرانس منتشر شده است.
This writer has fudged up a lot of old ideas.
این نویسنده بسیاری از ایده های قدیمی را خراب کرده است.
the minister tried to fudge the issue by saying he did not want to specify periods.
وزیر سعی کرد موضوع را دستکاری کند و گفت نمی خواهد دوره ها را مشخص کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید