distort

[ایالات متحده]/dɪˈstɔːt/
[بریتانیا]/dɪˈstɔːrt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

تعریف انگلیسی:

vt. پیچاندن به شکل نادرست؛ تغییر شکل دادن؛ نادرست تفسیر کردن؛ باعث تحریف شدن

vi. پیچاندن به شکل نادرست؛ تبدیل شدن به شکل نادرست

جملات نمونه

the pipe will distort as you bend it.

لوله هنگام خم کردن آن تغییر شکل می دهد.

many factors can distort the results.

عوامل متعددی می‌توانند نتایج را تحریف کنند.

the sound is distorted to the max.

صدای آن به حداکثر تحریف شده است.

The cross-examiner twisted the words of the witness.See Synonyms at distort

بازپرس سوالات، کلمات شاهد را تحریف کرد. برای یافتن مترادف‌ها به بخش تحریف مراجعه کنید.

a grimace distorted her fine mouth.

یک حالت چهره، دهان زیبا و خوش‌منظره او را تحریف کرد.

you're distorting the sound by overdriving the amp.

شما با افزایش بیش از حد توان آمپلی‌فایر، صدای آن را تحریف می‌کنید.

distorted and misleading accusations with no foundation.

اتهامات تحریف‌شده و گمراه‌کننده بدون هیچ مبنایی.

her face was distorted with rage.

چهره‌اش با خشم تحریف شده بود.

How dare he distort the facts so brazenly!

چه جسارتی! او چگونه اینقدر آشکارا واقعیت‌ها را تحریف کرد!

The cytoderm turned to be distorted, or ruptured.

سیتودرم تحریف یا پاره شد.

The book presents a fundamentally distorted picture.

کتاب تصویری به طور اساسی تحریف شده ارائه می‌دهد.

His face was distorted by rage.

چهره‌اش با خشم تحریف شده بود.

Her distorted face was ablaze with rage.

چهره تحریف شده او با خشم شعله‌ور بود.

the paper gave a distorted and very partial view of the situation.

روزنامه تصویری تحریف‌شده و بسیار ناقص از وضعیت ارائه داد.

travelling always distorts one's feelings for a time.

سفر کردن همیشه برای مدتی احساسات یک فرد را تحریف می‌کند.

The structure shows a distorted trigonal bipyramidal configuration with five-coordinations to a central tin atom.

ساختار یک پیکربندی مشوهه پنج وجهی مثلثی با پنج هماهنگی به یک اتم مرکزی قلع نشان می‌دهد.

نمونه‌های واقعی

Evidence can get distorted, taken out of context.

شواهد می‌توانند تحریف شوند، از متن خارج شوند.

منبع: Pretty Little Liars Season 3

How about one of those voice distorting machines?

در مورد یکی از آن دستگاه‌های تحریف صدا چه می‌نویسید؟

منبع: 2 Broke Girls Season 4

People argue that this type of game distorts reality.

افراد استدلال می‌کنند که این نوع بازی واقعیت را تحریف می‌کند.

منبع: Science in Life

Her face was horribly distorted, her lips blue.

چهره‌اش به طرز وحشتناکی تحریف شده بود، لب‌هایش آبی بودند.

منبع: Brave New World

Steel markets are badly distorted by subsidies to producers, says the WTO.

بازارهای فولاد به شدت تحت تأثیر یارانه‌های تولیدکنندگان تحریف شده‌اند، طبق گفته‌های سازمان تجارت جهانی.

منبع: The Economist (Summary)

Different regions of the blanket will be distorted differently.

ناحیه های مختلف پتو به طور متفاوتی تحریف خواهند شد.

منبع: Two-Minute Paper

It distorts markets, discourages investors, and stunts economic growth.

این بازارها را تحریف می‌کند، سرمایه‌گذاران را منصرف می‌کند و رشد اقتصادی را مختل می‌کند.

منبع: VOA Daily Standard December 2017 Collection

He says his enemies have distorted his comments.

او می‌گوید دشمنانش نظرات او را تحریف کرده‌اند.

منبع: BBC Listening Collection October 2018

But the thing is, you can only make something so loud before it gets distorted.

اما نکته اینجاست که نمی‌توانید چیزی را خیلی بلند کنید تا تحریف نشود.

منبع: Vox opinion

Price controls can derail markets. And subsidies can distort them.

کنترل قیمت‌ها می‌تواند بازارها را از مسیر خارج کند. و یارانه‌ها می‌توانند آن‌ها را تحریف کنند.

منبع: Economic Crash Course

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید